ما خونمون پر از جن و روح و آزار و اذیتهای مغناطیسی هست تورو خدا کمک کنید چکار کنم کلافه شدم مدام اتفاقاتی نیفته که نباید بیفته امروزم یه ساک سنگین بزرگ از بالای کمد افتاد روی سرم. خدارو شکر چیز خاصی نشد.
اگر هر شب دور هم جمع بشیم و در مورد جن صحبت کنیم چی میشه ? یک شب من و یکی از دختر هایه فامیل تو حال دراز کشیده بودیم همه خواب بودن و ما بیدار و در موردجن حرف میزدیم یکی دو ساعت گذشت ناگهان یه بویه فاظلاب میومد به دختره گفتم که نگه بویه منه کولر هم روشن بود اون همش گوش میکرد و من حرف میزدم اون بورو احساس نمیکرد حرف زدن ادامه داشت که انگهر بو از لابه لایه گردنم بود انگار یکی منو بغل کرده بود و بو میداد من حس نداشتم اما من که امروز حموم رفتم چرا بو میدم اما اون بویی احساس نمیکرد به من گفت فک کنم جنی تورو بغل کرده من هم از ترس خندهو گریم گرفت ساکت پچ پچ میکریم که کسی بیدار نشه سوره ناس رو با خنده و استرس خوندم انگهر بو کم ترسد فک کردم که چون زیاد نفس کشیدم اینجوری کل نفسمو خالی کردم بو میومد اما کم شده بود آیه اتل کرسی خوندم بو به کلی قط شد اما امشب باز میخوایم امتحان کنیم اگه باز بو اومد میگیم اگه وجود داری یه نشونه ای بده و....