
خبرگزاری برنا- مصطفی فراغت
به هر چیزی که فکر کنی دست پیدا می کنی. این جمله نه شعاری ست، نه گفته آدم های معروفی مثل نیچه و شریعتی و نه برایِ قشنگ تر شدنِ فیلم ها است. «به هر چیزی که فکر کنی دست پیدا میکنی،» خودِ خودِ واقعیت است. وقتی تلاش می کنی، وقتی می جنگی یا وقتی با تمام وجود چیزی را دنبال می کنی، طبیعت هم راهِ رسیدن و موفقیت تو را هموار می کند. تصور می کنم همه ی ما حداقل برای یک بار هم که شده، حسِّ شیرینِ خواستن و توانستن را تجربه کرده باشیم.
اولین بار وقتی که دوازده سالم بودم این حس را چشیدم. کتانیِ تایگر [دهه شصتی ها می دانند چه می گویم] جایزه گرفته بودم، اما سایز و رنگش مورد پسندم نبود. راه افتادم و کل مغازه های شهر را گشتم. اولی نداشت دومی نداشت سومی و چهارمی و پنجمی نداشت تا بعد از ساعت ها این در و آن در زدن، رنگُ و سایزِ دلخواه را پیدا کردم.
همه یِ هیاهویی که بعد از برد پر گل بارسلونا مقابل پاری سن ژرمن ایجاد شد، همه ی چشم هایی که از تعجب چاک خورد، گزارشگری که بنزینِ احساساتش تمام نمی شد، صفحاتی که به رنگ پرچم بارسلونا درآمد و از همه مهمتر کامنت هایی که در گروه ها دست به دست شد، نشان می دهد که ما با این که چندین بار مستندِ راز را دیده ایم و چندین جلد از کتاب های موفقیتِ آنتونی رابینز را خوانده ایم، اما هنوز به قدرتِ ذهن و نقشی که ذهن مستقیم و غیر مستقیم بر همه ارکان زندگی مان می گذارد، ایمان نداریم.
اما بر خلاف اغلب ما که به همه چیز نا امیدانه نگاه می کنیم و برخلاف اغلب ما که به قدرت ذهن واقف نیستیم، بارسایی ها و هوادارانش به خوبی آن را می دانستند. قبل ازِ بازی امیدوار بودند و می دانستند اگر بخواهند، جبران چهار گلی که در بازی رفت خورده بودند غیر ممکن نیست. به همین خاطر هم نوشته هایِ we can را به ورزشگاه آورده بودند. آن ها باور داشتند که می توانند و در پایان هم موفق شدند.
به اعتقاد من ورژن ِجدید مستندِ راز، بازی بارسا پی اس جی ست.
اگر مستندِ راز را ندیده اید، بازی بارسلونا و پاری سن ژرمن را حتما ببینید. وقتی نا امید هستید و یا وقتی اتفاقی را خارج از تصور و توان خود می بینید، این بازی به شما کمک می کند. کمک می کند که ذهنی شفاف تر داشته باشید و هرگز نا امید نشوید.