
به گزارش برنا، «سانشوی مباشر» ملودرامی جانگداز و تکاندهنده، از بزرگترین آثار تاریخ سینماست. این فیلم تراژدی فراز و نشیبها و جدائیهای خانوادگی است که هر لحظه از فیلم بیش از آنکه توسلی صرف به احساسات تماشاگر باشد، آگاهی جدید و مکاشفه گونهای به او میبخشد.
میزوگوچی جهان خشن و بیترحم را در منتهای بیپروائی و تقدیرگرائی به تصویر میکشد. پایان فیلم، تجدید دیدار مادر و پسر و آن کرین شگرف دوربین به بالا، شکوه محض است و حصار زمان و مکان را در مینوردد.
میزوگوچی در سال ۱۹۵۴ سه فیلم ساخت که یکی از آنها یعنی «سانشوی مباشر» جزو بهترین آثار او به حساب میآید. جان جیلت، این فیلم را نه تنها یک اثر بزرگ سینمایی کلاسیک، بلکه محققانهترین و دشوارترین اثر میزوگوچی و شایستهٔ صفت حیرتآور، میداند.
اگرچه داستان این فیلم، از روی رمانی اثر اوگایی موری اقتباس شدهاست؛ اما در ژاپن، همه، بهخوبی این اثر اسطورهای را میشناسند. بنابر نظر تونی رینز، میزوگوچی با استفاده از این داستان آشنا، گزارشی کاملاً تصویری از چرخش گردونهٔ تاریخ ارائه میکند.
فیلم، با تصاویری از بقایای سنگی و باستانی ژاپن آغاز میشود که در طول فیلم باز هم این تصاویر را میبینیم. این تصاویر بدین منظور به کار رفتهاند تا دوران وقوع داستان را از چشم امروزیها روایت کند.
شیوهٔ روایت فیلم؛ به گونهای حسابشده، دوپهلوست. با استفاده از دیزالوهای طولانی و فلاشبک، زمان تشریح میشود و فاصلهای که میان اعضای این خانواده به وجود آمدهاست، به تصویر در میآید. میزوگوچی، در این فیلم، تنها به یک موضوع بسنده نمیکند؛ فیلم او، همانقدر که دربارهٔ نقش و قدرت مذکر/مؤنث در خانواده است؛ به همان نسبت دربارهٔ مبارزهٔ تاریخی میان خودکامگی و آزادیخواهی نیز است. در واپسین نمای فیلم، دوربین پس از آنکه در آغوش گرفتن مادر و فرزند را نشان میدهد، حرکتی رو به بالا دارد و به سمت جلبکهای دریایی پن میکند که بر ساحل دریا افتادهاند. این نما، ما را به یاد اندیشه بودایی میزوگوچی میاندازد. از سانشوی مباشر در خارج از ژاپن استقبال بیشتری شد. در جشنوارهٔ ونیز، این فیلم به همراه هفت سامورایی، جایزهٔ شیر نقرهای جشنواره را دریافت کرد.