
به گزارش گروه فرهنگ و هنر خبرگزاری برنا ،بازیگرانی که«به خاطر ده دلار » را این روزها شهریورماه 94 هر روز ساعت 19 و 30 دقیقه در فرهنگسرای ارسباران بر صحنه می برند : علیرضا عسگری، زهره رمضانی، مهیار خانی، مرضیه بنی علی، فرهود حاجبی، مهسا کاهه، احمد نیک پور، ندا فرج پور، کورش کوشان فر هستند ، بازیگرانی که اکثرا اولین کار نمایشی خود بر صحنه حرفه ای تئاتر را تجربه می کنند.
تئاتری که کارگردانش آن را به انوشیروان ارجمند پیشکش کرده است ، هنرمندی بزرگ که هرچند اکنون کنار ما دیگر نیست اما ،بزرگمنشی هایش در حمایت ها از نسل جوان هنرمند ،چنان زنده است که سعید داخ پس از سال ها به پاس پشیبانی های این هنرمند ،اثر نمایشی خود را تقدیم وی می کند و چنین بر بروشور کار می نویسد : «کوه به کوه نمیرسد اما آدم به آدم میرسد. روزگار غریبی است نازنین! دیگر آدم هم به آدم نمیرسد! میدانم که هستی ، درهمین حوالی ، مگر ممکن است ، نوجویی ،تازه کاری ، جوانی تاتر کار کند و روح و جان تو برای یاری وراهبری ، آن سمت و سو نباشد ...دیر زمانی نیست که به من آموختی معرفت و زندگی ، گاهی به یک لبخند بسته است ، به یک سلام ، که اگر دریقش کنی کارت تمام است ، تمام ... دستم را گرفتی تا اکنون دست دوستان جوانم را پس نزدم ،این کار حاصل همه عشق است که به تو دارم ، آقای هنرمند و با معرفت ، جناب انوشیروان ارجمند، این اجرا پیشکش می شود به شما »
درادامه گفت وگو خبرنگار گروه تئاتر خبرگزاری برنا را با سعید داخ بازیگر ، کارگردان تئاتر و مجری و طراح حرکات موزون می خوانید که این روزها «به خاطر ده دلار » را برصحنه دارد .
*آقای داخ !چرا «ریمور کارور »و داستان های این نویسنده را برای بر صحنه بردن انتخاب کردید؟
_سال 83 با ریمون کارور آشنا شدم ،او نویسنده داستان های کوتاه است و آقای حمیدرضا نعیمی اثرهایش را تبدیل به نمایشنامه کرده است ، نمایشنامه هایی که قصه هایشان را دوست دارم .
*داستان ها کارور از زندگی روزمره انسانی می گوید ، و حال از نگاه شما این گفتن از روزهای زندگی انسان های گرفتار روزمرگی ،چه ویژگی داشت که سه داستان او را برگزیدید تا در سه اپیزود بر صحنه ببرید ؟
_ این روزها انسانها دچار روزمرگی هستند ، روزمرگی که شاید غرق آن هستند ولی از آن خبر ندارند . «کارور »از آدم های قشر پایین و متوسط می گوید و فضای روزمرگی زندگی این قشر از جامعه بیشترین چیزی است که در قصه های کارور به چشم می خورد ،قصه هایش گفتن از روابط انسان ها با یکدیگر است و اینکه در این روابط انسان ها چطور با هم برخورد می کنند و چطور با هم کنار می آیند و همین چگونه برخورد انسان ها در فضای زندگیشان در قالب کلماتی که او در کنار هم چیده و قصه پردازی از حقیقت کرده است ، به روایتی می رسد که مخاطب وقتی آن قصه ها را بر صحنه در فضایبازیگری نمایشی می بیند با خود می گوید:« این که من هستم .»...
* «به خاطر ده دلار» تئاتری سه اپیزودی است که انگار همه انسان های این سه قصه در حال تحمل زندگی هستند و همین تحمل زندگی حلقه متصل کننده سه اپیزود است
_بله!به هر حال در فضای زندگی قشری که ریموند کارور از آن می گوید شرایط اولین چیزی است که بر این آدم ها حکم فرما است. این انسان ها براساس شرایط و عاداتی که روزمرگی زندگی به آن ها داده عمل می کنندو گویی چاره ای دیگر ندارند و گزینه دیگری روبرو خود ندارند تا انتخاب کنند .
*ریموند کارور با نام کامل ریموند کِلِوی کاروِر جونیور ، نویسنده داستان های کوتاه و شاعری از کشور آمریکا است ، یعنی نویسنده ای از آن سوی جهان ،از دنیایی که تصور می کنیم با روزگار ما زندگی مردمانش فرق ها دارد می نویسد ،ولی وقتی نویسنده از آن قشر از مردمش می گوید انگار در حال گفتن از روزگار مردمان ماست و این یک پیام دارد ، اینکه هر کجا دنیا باشی درد ها و روزگار مردم در قشر بندی طبقاتی چنان با هم فرق نمی کند
_بله !به هر حال انسان ها، انسان هستند و فرقی نمی کند در کجا زندگی می کنند. روابط انسان ها هم همین طور، مثلا محبت کردن که در همه جای دنیا به یک شکل است ، هر گوشه دنیا که باشی محبت کردن یک جنس دارد و این نوع رفتار در فضای کردارهای دیگر مردمان دنیا نسبت به هم نیز وجود دارد . روابط انسان ها همه اش همین است و زندگی ها زیاد تفاوتی با هم ندارند .
*حال بیایید کمی از نمایش «به خاطر ده دلاری» بگویم ،گفتن از اینکه بازیگرانی در این نمایش بازی کردند که اکثرا تجربه اولی بودند ، چه شد به این اعتقاد رسیدید که این تئاتر را تازه ها و نو چهره ها بر صحنه ببرند؟
_این کار به صورت کارگاهی انجام گرفت ، از هنرپیشه هایی استفاده کردم که دفعه اولشان بود بر صحنه تئاتر رفتن را تجربه می کردند.در آن کارگاه بسیاری از این بازیگران موفق شدند نقشی که به آنها محول شده بود خوب به تصویر برسانند همین شد که برای اجرا انتخاب شدند ، بعد از انتخاب ، تمرین ها آغاز شد و حال آنها اولین تجربه از مقابل تماشاگران برصحنه نمایش را تجربه می کنند.
* واین که از نظر شما تجربه کار با کسانی که کار اولی هستند و بها دادن به هنر و توانایی های آنها چقدر می تواند در آینده تئاتر تاثیرگذار باشد؟
-به جوان ها باید فرصت داد ،اگر همین روال که در کارهای حرفه ای از چهره های حرفه ای استفاده شود ادامه یابد دیگر مجالی برای ایفا توانایی جوانان نمی ماند تا بتوانند خودشان را نشان دهند، در این کار یکی از هدف هایم این بود تا بتوانم به جوان ها امکان حضور دهم. هدفی که خوشحالم به عمل رسید ،زیرا اکنون حس می کنم تجربه خوبی داشتم ، سخت بود ولی خوب پیش رفت ، به حتم اگر با چهار بازیگر حرفه ای این کار را برصحنه می بردم دقایق تمرین راحت تر می گذشت ولی سختی این کار را دوست دارم، لذت بخش بود ،زمانی که جوان بودم و جویای نام ،در یک نمایش حرفه ای برای اولین بار روی صحنه نقش اصلی ایفا کردم ، آن زمان شادروان انوشیروان ارجمند نقش روبروی من درآن تئاتر بودند ، به قدری دست من را گرفتند و اینقدر به من بها دادند و اعتماد به نفس برایم ایجاد کردند که با خود عهد بستم یادم نرود بها دادن به یک جوان تازه کار ،چقدر می تواند در آینده حرفه ای او تاثیر گذار باشد ، اگر نگاه به بروشور این کار بیاندازید این نمایش را به انوشیروان ارجمند تقدیم کردم، یک نوع ادای دین بود . کاری که آن زمان با اعتماد به من و روحیه بخشی این هنرمند بزرگ انجام داد باعث شد که امروز سعی می کنم به تازه واردان و جوان های این هنر بها دهم و همراهشان شوم.
*باز نگاهی به نمایش« به خاطر ده دلار » داشته باشیم و اینکه تئاتر هم مانند سینما ژانر های مختلف دارد شما دراین اثر ژانر اجتماعی را انتخاب کردید قرار است همین را ادامه دهید و دغدغه شما پرداختن به همین ژانر است؟
_از تجربه کردن نمی ترسم. پیشتر کارهایم بیشتر پرفورمنس بود ، برگرفته از تخصصم دراین اثر نمایشی ،ولی ما با خود به این نتیجه رسیده ام که پرفورمنس یکی از تخصص های من است وباید گونه های دیگر تئاتر را نیز مدنظر داشته باشم ، ژانر اجتماعی و پرداخت دراین فضا را دوست دارم ، اکنون قصد دارم دراین فضا کار کنم ولی این دلیل براین نیست که همیشه به دنبال نمایشنامه های اجتماعی باشم .
*به نظر می رسد پرفورمنس و پرداخت با این سبک در دنیای نمایش های اجتماعی همخوانی خوبی با هم دارد چرا دراین اثر از پرفورمنس دور شدید؟
_نخواستم از رئالیسم کار جدا شوم. درست است که فرمتی به اجرا دادم و این فرمت را با یک نمای کلوزآپ از اپیزوت اول شروع می کنم، وارد یک نمای مدیوم می شوم و بعد وارد یک نمای لانگ شات یعنی با عقب رفتن این اتفاق می افتد و تغییر میزانس پیدا می کنم ولی نخواستم از فرم رئالیستی کار خارج شوم ،آن را حفظ کردم و وارد علایم و نشانه های دیگری نشدم تا فرم رئالیستی اش حفظ شود.
*این نمایش تا چه تاریخی بر صحنه فرهنگسرای ارسباران خواهد بود ؟
_تا بیستم شهریور در فرهنگسرای ارسباران اجرا خواهد داشت البته ممکن است تمدید هم بشود.