گزارشی در مورد وضعیت جوانان به بهانه روز جوان؛

نیازهای اساسی برآورده نشده جوانی را بی رونق کرده است!

|
۱۳۹۵/۰۲/۲۹
|
۱۶:۲۸:۱۲
| کد خبر: ۴۰۶۸۳۳
نیازهای اساسی برآورده نشده جوانی را بی رونق کرده است!
امروزه دغدغه ی یک جوان به جای اینکه درگیر نیازهای خودشکوفایی باشد هنوز درگیر نیازهای ابتدایی است.

به گزارش خبرگزاری برنا از قزوین، برای اینکه آمار دقیق از جوانان در ذهن داشته باشیم اصلا نیازی نیست به سراغ سالنامه های آماری برویم تا به یک عدد برسیم و براساس آن قضاوت کنیم که وضعیت کنونی کشور ما جوان است یا خیر. کافی است اندکی در شهر قدمی بزنیم، به تعداد متقاضیانی که چندین برابر استخدامی های یک  اداره یا سازمان هستند دقت کنیم، در عصرها به پارک ها یا مراکز خرید برویم و در این موقعیت ها است که به گونه هایی از انسان بر می خوریم که از قضا جوانان این جامعه هستند. جوانانی که در سال های اول جنگ با سرعت زیاد تولید شدند تا در آینده کشور جنگ زده را نجات دهند اما در حال حاضر نه تنها ناجی نیستند بلکه به توده ی پیچیده ای از معضلات و مشکلات درآمده اند. همین تناقض در هدف، نگاه به جوانان را در کشور ما مانند نگاه به یک سکه کرده که در گذر زمان ارزش آن دستخوش تغییر می شود. جوانان از طرفی به دلیل ارزشمند بودن جزو ذخایر ملی به حساب می آیند و از سوی دیگر دو رو دارند. اینکه کدام سمت این سکه دیده شود دیگر به سلایق و علایق دولتمردان و مسوولان زمانه شان مربوط می شود. یک روی این سکه نگاهی است که جوانان را آینده سازان کشور می داند و در برنامه و عمل از هیچ تلاشی فروگذار نیستند و روی دیگر سکه، جوانی را دوره ای از حیات آدمی فرض می گیرد  که در گذر زمان راه و هدف خود را می یابد و از امکانات موجود و مهیا به فراخور تلاش خود کام می گیرد. این دست نگاه های سلیقه ای به جوانان تبعات ساختاری نیز داشته به طوریکه که حیات و ممات سازمان ها و نهادهایی که به نام جوانان فعالیت می کرده اند را نیز دستخوش تغییر کرده است. هم اکنون وارد هر ارگان دولتی و خصوصی می شویم قریب به اتفاق در چارت آن سازمان شاخه ای با موضوع جوانان وجود دارد که قرار است بنابر آیین نامه خود یکسری از مطالبات آن ها را برآورده سازد. علاوه بر آن، اهمیت جوانان به تاسیس رشته ای دانشگاهی نام "مطالعات جوانان" در مقطع کارشناسی ارشد منجر شد، تا به مطالعه ویژگی هـا، مـسایل، خـرده فرهنـگ جوانان، تحولات اجتماعی جوانان و نهادها و سازمان های اجتماعی فعال در حوزه جوانان یپردازد. آنچه که در اهداف این رشته آمده، تربیت نیروی انسانی ماهر و متخصص برای شناخت وضعیت موجود جوانان کشور است تا از جهات مختلف و در زمینه های چون تحصیل، اشتغال، فراغت، ازدواج و جامعه پذیری به لحاظ نظری و کاربردی برای مشکلات و مسایل جوانان اندیشه ای بنماید. تا اینجا باید اینگونه نتیجه بگیریم که قاعدتا نباید مشکلی در حوزه ی جوانان وجود داشته باشد، چراکه یک تیم دانشگاهی در دنیای آکادمیک به دنبال راهکار های علمی و کاربردی است و در طرف دیگر، مسولان بسیاری در سازمان ها و نهادهای متفاوت از این دستارود های علمی استفاده ی عملیاتی می کنند تا مسایل به مربوط به جوانان به بهترین شکل حل و فصل گردد. قطعا این ساده انگارانه ترین نتیجه گیری است که می توان ارایه داد. دلیلش روشن تر از روز است و فقط کافی است به شاخص ها، سرانه ها و نرخ های آماری که در سالنامه ها از طرف ارگان های مسوول منتشر می شود، نگاهی انداخت. حتی از آن هم ساده تر نگاهی به دور و بر خودمان بیاندازیم، روشی که در گزارش حاضر از آن بهره برده شده است تا با یک نگاه میدانی به درستی دغدغه های جوان امروز را شناسایی کرد. به عنوان یک جوان مسایل و مشکلات بسیاری به ذهنم رسید تا یادداشت کنم اما قرار نبود گزارش تجربه زیسته ی من باشد و همچنین وجدان علمی اجازه نمی داد تا فقط از زبان خود به عنوان نمونه ای از جامعه آماری بزرگ شهر قزوین صحبت کرده باشم. برای اینکه این نمونه گویا باشد ابتدا نیاز به اطلاعات شفاهی از گفته های جوانان نه داده های آماری بود. به یمن پیشرفت ابزارهای ارتباطی و استقبال گرمی که این نوع از رسانه ها در میان مردم وجود دارد، فقط کافی بود به لیست دوستان جوانی که در تلفن همراه خود دارم یک پیام وایبری بزنم و بخواهیم اولین و مهمترین دغدغه ی خود را در زندگی به عنوان یک جوان بگویند. پاسخ ها براساس مجرد یا متاهل بودن متفاوت بود، برای پشت کنکوری ها قبولی در رشته ی مورد علاقه شان مهمترین دغدغه بود، ازدواج نکرده ها دنبال مورد خوب برای ازدواج بودند، بیکاران به  اشتغال فکر می کردند، صاحبان حرفه و کار حقوق و مزایای بالاتر می خواستند، متاهلان خانه و ماشین طلب می کردند و آنانی که همه این ها را داشتند به دنبال فرزند آوری بودند و این چرخه ی نیازها قطعا ادامه خواهد داشت. در وهله اول آنچه به نظر می رسد این است که همیشه به دنبال رفع یک نیاز، نیاز دیگر سربرمی آورد؛ پس نتیجه می گیریم ما انسان ها سیری ناپذیریم. آیا به واقع این گونه است و اصلا این ها دغدغه هستند! اشتغال، تحصیل، ازدواج، پول، مسکن یا به عبارتی رفاه، چه اسمی باید بر این موارد گذاشت؟ حقوق اولیه یا دغدغه!! آیا این ها بخشی از نیازهای ساده و حیاتی یک انسان نیستند که به تعریف مازلو در پایین ترین سطوح هرم سلسله مراتبی نیازهای یک انسان قرار می گیرند. اگرچه برای رسیدن به نوک هرم و نیازهای پیچیده تر ابتدا باید این به این نیازها پاسخ داد اما مشکل کار کجاست؟! اینجاست که دغدغه ی یک فرد جوان به جای اینکه درگیر نیازهای خودشکوفایی باشد هنوز درگیر نیازهای ابتدایی است. بحران دقیقا در این وضعیت اتفاق می افتاد وقتی جوانان که از قضا به لحاظ تحصیلی و آکادمیک نسبت به گذشته سطح بالاتری دارند اما همچنان در پله اول رفع نیازهایشان مانده اند تا اینکه به دنبال پرورش خلاقیت، ابداعات علمی و هنری، یادگیری حل مساله، معنویت و دانش اندوزی باشد و هنگامی که از آنان خواسته شد تا نگاه متفاوت تری به نیازها و دغدغه هایشان داشته باشند، جواب هایشان تلویحا گویای این مثل بود که برو فکر نان باش که خربزه آب است. از این رو، وقتی حقوق و نیاز اولیه جوانان ما دغدغه ی همیشگی و نیاز اساسی می شود در کجا باید منتظر توسعه، پیشرفت و آبادانی بود. افراد خلاق و ذهن پویاست که شهر سرآمد را می سازد، در غیر این صورت غم نان و زندگی حاصلش می شود پیشرفت نکردن و عقب ماندگی.

 

 

 

نظر شما
جوان سال
جوان سال
پیشنهاد سردبیر
جوان سال
جوان سال
جوان سال
جوان سال
پایگاه اطلاع رسانی شهرداری مشهد
بانک سپه
رایتل
اکت
بلیط هواپیما
بازرگانی برنا
دندونت
آژانس عکس برنا
تشریفات شایسته
پایگاه اطلاع رسانی شهرداری مشهد
بانک سپه
رایتل
اکت
بلیط هواپیما
بازرگانی برنا
دندونت
آژانس عکس برنا
تشریفات شایسته
پایگاه اطلاع رسانی شهرداری مشهد
بانک سپه
رایتل
اکت
بلیط هواپیما
بازرگانی برنا
دندونت
آژانس عکس برنا
تشریفات شایسته