
سهشنبه ۱۴ مرداد سالروز صدور فرمان مشروطیت بود. ۱۱۴ سال پیش ملت ما گام بزرگی برداشت که مسیر زندگی مردم را تغییر داد. مشروطه نقطه آغاز قانون اساسیگرایی ایرانیان است که هویت ملی از طریق برآمیزی با یک ارزش جهانشمول بشری تکامل و بسط نوینی را تجربه میکند. پدران مشروطه احساس تعلق به هویت ملی را با احساس تعلق به یک واحد بزرگتر جهانی یعنی «دول صاحب قانون اساسی» درهم آمیخته بودند.
قانون اساسی داشتن در آن دوران یک نوع هجرت از حاشیه مناطق پیرامونی جهان به قلب و به مرکز جهان محسوب میشد. بهعبارت دیگر تا آن زمان در همه قرون شاهنشاهی و استبدادی هویت ملی زیست مستقلی نداشت و از پیکر شاهانه منفک نشده بود. با جنبش معطوف به قانون اساسی است که ملت و هویت ملی از صغارت و تاریکی قرون استبدادی آزاد شده و در مفهوم و مدرن و دمکراتیک این واژه «ملت» میشود.
امضای فرمان مشروطیت بلافاصله ما را به جزیره امن مردم سالاری نرساند، ولی در عوض ما را در معرض آزمون اراده برای رسیدن به یک مردم سالاری پرمانع قرار داد. از آن زمان تاکنون مردم ما در راه حاکمیت قانون، حقوق شهروندی و مردم سالاری، بارها و بارها به عقب رانده شدند و به زمین خوردند ولی دوباره برخاستهاند و چند گام به پیش گذاشته اند.
ما در بیش از این یک قرن گذشته، تجربههای فراوانی آموختهایم. مشروطه در طول سالها دچار انحراف شد و ما نیز در قرن گذشته تجربیات فراوانی از همین انحراف آموختهایم و مهمترین آنها اینکه مردم سالاری در برابر بدخواهیهای بیگانگان و خطاهای داخلی چقدر شکننده است و نیاز به محافظت دائمی دارد.
انقلاب اسلامی گامی بلندتر برای تحقق مشروطیت و مشروعیت حاکمیت برخاسته از خواست و اراده مردم بود. اما از ابتدا میدانستیم که به صرف پیروزی انقلاب اسلامی و بدون تلاش بیوقفه، نمیتوانیم تضمین برای دستیابی به آرمانهای مردم سالاری دینی پیدا کنیم. چه نهضت مشروطه و چه انقلاب اسلامی، آرمانهایی در دل خود پروراندند که از فرهنگ، اعتقادات و آرزوهای دیرینه ملت ما سرچشمه گرفته بود.
ما با انقلاب اسلامی هر دوسویه تاسیسی و تقنینی قانون اساسی را در جنبش انتخاباتی ملت ایران در ۱۲ مرداد ۵۸ شاهد بودیم. به نظر من اگر بهمن باشکوه انقلاب اسلامی سویه ضددیکتاتوری آن نهضت اصیل الهی و مردمی را به نمایش گذاشت مردادماه ۵۸ را باید جنبه سازنده و تاسیسگر همان اراده عظیم ملی محسوب نماییم.
این رخدادهای بزرگ زمینههایی برای رسیدن به آن آرمانها را برای آن مردم هوشیاری فراهم آوردند که آماده دفاع از دستاوردها در برابر دشمنان آرمانهای مردم ایران هستند. البته ما نباید کاستیها و شاید برخی اشتباهات خودمان را در دفاع از ارزشهای مردم سالاری و انقلاب اسلامی نادیده بگیریم اما همینطور نباید نقش دشمنیهای خارجی را که میخواهند مردم سالاری دینی ما را وارونه جلوه دهند، سیاه نمایی کنند و مردم را به همه هستی و نیستی داراییهای تاریخی ما بدبین کنند، دستکم بگیریم.
در این مسیر مبارزهٔ ما در راه دفاع از مردم سالاری و حکومت نظم و قانون برخاسته از انتخابات در چند جبهه باید ادامه پیدا کند. نخست، این مسئولیت ماست که از کارآمدی نهادها بطوریکه خواست مردم را برآورده کنند، حفاظت کنیم.
این مسئولیت ماست که در اعتماد مردم به نظام امانت دار باشیم و در برابر سلیقه مردم که از صندوقهای رای بیرون میآید، سر فرود بیاوریم. این مسئولیت ماست که قانون اساسی را بیکم وکاست اجرا کنیم، به شفافیت، دفاع از آزادیها و حقوق قانونی مردم متعهد و در فسادستیزی مصمم و تبعیض ناپذیر باشیم. این وظیفه ماست که پاسخگو باشیم و در ورای مناقشات حزبی و جناحی و کسب قدرت اصول مردم سالاری دینی را به میثاقی ملی تبدیل کنیم و بر آن پای بفشاریم.
در جبهه دوم این مصاف، باید مراقب باشیم که بخاطر تامین امنیت و مقاومت در برابر زورگویی و بدخواهی، در دام دیدگاه های مخالف مردم سالاری گرفتار نشویم که این خواست مخالفان استقلال و پایداری ایران است بدون تردید ثبات و پایداری ما در گرو صیانت از دستاوردهای مشروطه و مردم سالاری ناشی از انقلاب اسلامی است.
در سومین جبهه باید تلاش کنیم که ضمن موفقیت در دو حوزه قبل، همچنان به جلو حرکت کنیم. فشارهای دشمنان نباید باعث شود که به نگه داشتن و دفاع از آنچه که در اختیار داریم، بسنده کنیم. دفاع از داراییها و دستاوردها ضروری است اما قناعت کردن به آنها باعث تضعیف این دستاوردها و داراییها میشود.