
به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ و هنر برنا؛ هنرهای تجسمی در ۱۴۰۳ سال پرنوسانی را پشت سر گذاشت. سالی که به طور ویژه تحت تاثیر حوادث گوناگون از جمله سانحه سقوط بالگرد رئیسجمهور شهید رئیسی و همراهانشان قرار گرفت و با سایه روشنهای بسیاری آمیخته شد. در نوشتار پیشرو میکوشیم به مرور مهمترین رویدادها و اتفاقات رخداده در این سال پرحادثه بپردازیم.
روایت مظلومیت فلسطین در قلب ونیز
آغاز ۱۴۰۳ با تدارک و تقلای اداره کل هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای آمادهسازی پاویون رسمی جمهوری اسلامی ایران در شصتمین دوسالانه هنر ونیز همراه بود. بر همین اساس بود که ۲۰ فروردین، نشست خبری دوسالانه هنر ونیز با حضور محمد خراسانیزاده (مدیرکل وقت هنرهای تجسمی و رئیس پاویون جمهوری اسلامی ایران در دوسالانه شصتم)، امیر عبدالحسینی (دبیر ارشد)، شعیب حسینیمقدم (دبیر هنری)، جعفر واحدی (دبیر اجرایی)، محمد زرویی نصرآباد (مدیر مرکز هنرهای تجسمی حوزه هنری)، عبدالحمید قدیریان و مرتضی اسدی (دو تن از هنرمندان ایرانی حاضر در پاویون ایران) در موزه هنرهای معاصر تهران برگزار شد.
در این نشست، اعلام شد که پاویون کشورمان با شعار «بنی آدم اعضای یک پیکرند» و با محوریت نمایش مظلومیت کودکان فلسطینی برپا میشود و آثار هنرمندانی مصطفی گودرزی، کاظم چلیپا، عبدالحمید قدیریان، مرتضی اسدی و غلامعلی طاهری در نمایشگاهی با عنوان «والایی» ارائه خواهد شد.
از جمله ویژگیهای حضور ایران در دوسالانه شصتم باید به مشارکت هنری و مالی حوزه هنری انقلاب اسلامی در برپایی پاویون کشورمان اشاره کرد؛ اتفاقی که برای نخستین بار در طول سالهای حضور ایران در المپیک هنرهای تجسمی جهان رخ داد.
فارغ از این، یکی از وجوه قابل توجه شصتمین دوسالانه هنر ونیز، عدم گشایش پاویون رژیم صهیونیستی و تعطیلی دائمی آن بود که به دلیل حجم بالای اعتراضات صورتگرفته از سوی هنرمندان و مخاطبان هنر نسبت به حضور این رژیم و ترس از تشدید واکنشها در این زمینه رخ داد. اما یکی از انتقاداتی که نسبت به برپایی پاویون رسمی ایران در دوسالانه شصتم مطرح شد، ناظر به قالب آثار ارائهشده در پاویون کشورمان بود؛ منتقدان بر این باور بودند که تابلوی نقاشی قالب مناسب و بهروزی برای ارائه آثاری منطبق با اقتضائات هنر معاصر نیست. هرچند دستاندرکاران پاویون ایران از طریق بکارگیری برخی ظرفیتهای موجود در رشته رسانههای هنری جدید مانند اینستالیشن، ویدیوآرت و... کوشیده بودند تا به تابلوهای نقاشی ارائهشده در غرفه کشورمان نوعی معاصریت ببخشند.
فصل تغییرات گسترده در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی
همه چیز از ۳۰ اردیبهشت ماه آغاز شد. سانحه غمانگیز سقوط بالگرد حامل رئیسجمهور شهید رئیسی و همراهانشان در جنگلهای ارسباران به تغییر زودهنگام دولت سیزدهم انجامید. با روی کار آمدن دولت وفاق ملی، سیدعباس صالحی که پیش از این در دولت دوازدهم نیز سابقه تصدی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را داشت، بار دیگر به عنوان وزیر فرهنگ از مجلس شورای اسلامی رای اعتماد گرفت. صالحی به فاصله کمتر از سه ماه پس از تصدی مسئولیت وزارت، نادره رضایی را به عنوان معاون امور هنری خود منصوب و او را جایگزین محمود سالاری کرد. رضایی اگرچه نخستین زنی بود که سکان اداره معاونت امور هنری را برعهده میگرفت، اما از همان ابتدا، تحصیلات، تخصص و تجارب پیشینِ نامرتبط او با فضای هنر، منطق انتصابش را تحتالشعاع قرار داد. اگرچه این پایان ماجرا نبود و رضایی در ادامه راه نیز بهواسطه برخی رفتارها و کنشگریهای نامتعارف خود و اطرافیانش بارها و بارها مورد نقد و پرسشگری رسانهها و افکار عمومی قرار گرفت. یکی از اقدامات رضایی در بدو انتصاب، انحلال شورای سیاستگذاری هفدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر و تشکیل شورای جدید بود. شورایی که اعضای آن توسط محمود سالاری منصوب شده بودند و به جز یک نفر (سیدعباس میرهاشمی)، تمامی نفرات آن از حضور در ترکیب شورای جدید سیاستگذاری هفدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر بازماندند.
جشنوارهای که نخبگانی شد
یکم تیر ۱۴۰۳ بود که فراخوان ثبتنام در سی و یکمین جشنواره هنرهای تجسمی جوانان ایران از سوی دبیرخانه این رویداد هنری منتشر شد. جشنوارهای دیرپا و مختص هنرمندان جوان ۱۸ الی ۲۵ سال در رشتههای تصویرسازی، خوشنویسی، رسانههای هنری جدید، طراحی، عکاسی، کاریکاتور، گرافیک، مجسمهسازی، نقاشی، نگارگری و هنر سرامیک. جشنواره سی و یکم با شعاری برگرفته از یکی از اشعار حکیم ابوالقاسم فردوسی، شاعر شهیر پارسیسرا با عنوان «همان به که نیکی بود یادگار» به میزبانی استان خراسان شمالی از ۱۹ تا ۲۳ شهریور ماه در شهر بجنورد برگزار شد.
از جمله ویژگیهای مهم این دوره از جشنواره که میتوان آن را به منزله جهشی رو به جلو محسوب کرد، حضور موثر و مشارکت هدفمند بنیاد ملی نخبگان بود که باعث شد برگزیدگان هریک از رشتههای هنری جشنواره سی و یکم برای نخستین بار بتوانند در سلک نخبگان جامعه طبقهبندی شده و از امکانات مسیر نخبگی بنیاد ملی نخبگان بهرهمند شوند. این درحالی است که پیش از این فرایند نخبگی در کشور صرفا از مسیر تحصیل در رشتههای غیرهنری مانند رشتههای فنی مهندسی، پزشکی و... میگذشت. یکی از انتقاداتی که نسبت به برگزاری جشنواره در شهر بجنورد وجود داشت و مشخصا از سوی شرکتکنندگان جوان حاضر در این دوره از جشنواره مطرح شد، عدم بهرهمندی شهر میزبان از امکانات رفاهی متناسب و زیرساختهای استاندارد هنری بود. باوجود این، برگزارکنندگان جشنواره ضمن تاکید بر رویکرد عدالتگستری در اقصینقاط کشور بر این باور بودند که استان خراسان شمالی به رغم آنکه ممکن است در مقایسه با دیگر استانهای کشور، کمبرخوردار محسوب شود، اما برای یک بار هم که شده محق است تا میزبان برگزاری یک جشنواره مهم ملی در عرصه هنرهای تجسمی باشد.
یک دوسالانه پرحاشیه
نهم خرداد ۱۴۰۳ سرانجام، طلسم شکست و فراخوان دوازدهمین دوره دوسالانه ملی سرامیک ایران از سوی دبیرخانه این رویداد هنری منتشر شد. ابتدا بنا بر این بود که دوسالانه دوازدهم در سال ۱۴۰۱ و در دوران مدیریت عبدالرضا سهرابی بر مسند اداره کل هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ برگزار شود. در آن مقطع حتی شورای سیاستگذاری این رویداد هنری نیز منصوب و جلسات شورا با حضور سهرابی و دیگر اعضا تشکیل شد. اما در نهایت، برگزاری این دوسالانه برای دو سال به تعویق افتاد و به سال ۱۴۰۳ رسید. این پایان ماجراهای دوسالانه دوازدهم نبود. در فراخوان اولیه اعلام شد که استان یزد میزبان برگزاری دوسالانه خواهد بود و حتی پرداختن به مؤلفههای فرهنگی و اقلیمی ایران بهویژه استان یزد و شهر میبد، در راستای خلق آثار مکانویژه به عنوان یکی از اهداف چهارگانه برگزاری دوسالانه در فراخوان اعلام شد. اما در نهایت بنا به دلایلی نامعلوم، استان یزد از میزبانی دوسالانه دوازدهم انصراف داد. انصرافی که باعث اخلالی موقت در روند برگزاری جشنواره شد و در نهایت، تهران را به عنوان میزبان جدید این دوره از دوسالانه جایگزین یزد کرد. اما این اتفاق هم پایان ماجراهای دوسالانه پرماجرا نبود. حاشیهسازترین اتفاق دوسالانه دوازدهم به روز افتتاح نمایشگاه بخش کیوریتوریال آن در فرهنگسرای نیاوران تهران مربوط میشود؛ هنگامی که روبان گشایش نمایشگاه توسط بیتا فیاضی و آن هم بدون حجاب و پوشش متعارف بریده شد. این رخداد ناهنجار که موج گستردهای از اعتراضات را به همراه داشت، با عذرخواهی ستاد برگزاری دوسالانه همراه شد.
بروز برونمرزی هنرهای تجسمی؛ یک تجربه موفق
حوادث و تلاطمات پرشمار سال ۱۴۰۳ اگرچه در نوع خود تلخ و غمانگیز بود اما توانست فصل تازهای از بروز و ظهور استعدادهای هنرمندان ایرانی را در خارج از مرزهای کشور رقم بزند. بهویژه پس از شهادت سیدحسن نصرالله دبیرکل حزبالله لبنان، تیمی از هنرمندان ایرانی با هدایت مسعود نجابتی هنرمند سرشناس و توانمند عرصه طراحی گرافیک کشورمان راهی لبنان شدند تا عهدهدار امر خطیر طراحی و معماری یادمان سید شهیدان مقاومت شوند. ماحصل حضور و نقشآفرینی موثر هنرمندان ایرانی، طراحی سازه و یادمانی فاخر و ارزنده بود که جلوههای ناب و روحبخش هنر ایرانی اسلامی را به رخ میکشید. البته که حضور موثر هنرمندان ایرانی و بروز جلوههای گوناگون هنرهای تجسمی در خارج از مرزهای کشورمان محدود به رخداد مذکور نبود، اما میتوان گفت که این تجربه در زمره موفقترین تجاربی بود که در سال ۱۴۰۳ از سوی هنرمندان عرصه هنرهای تجسمی کشورمان رقم خورد.
تجسمی فجر و یک خرق عادت؛ رقابت بیرقابت!
جشنواره هنرهای تجسمی فجر امسال در حالی وارد ایستگاه هفدهم خود شد که این دوره نسبت به دورههای پیشین یک خرق عادت و تفاوت بنیادین داشت و آن اینکه هیچ فراخوانی برای شرکت هنرمندان در جشنواره منتشر نشد؛ در نتیجه، رقابتی هم در کار نبود. جالب آنکه اگر همین حالا به سایت جشنواره هفدهم مراجعه کنید، میبینید که در قسمت فراخوان این جمله درج شده است: «به زودی فراخوان هفدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر منتشر میشود...» شوربختانه باید گفت که هفدهمین جشنواره هنرهای تجسمی فجر همینقدر پا در هوا، بلاتکلیف و بادی به هر جهت بود و در نتیجه نتوانست انتظارات عمومی را نسبت به مهمترین و بزرگترین رویداد سالانه هنرهای تجسمی کشور برآورده سازد.
موزه هنرهای معاصر تهران و پدیده صفهای طولانی!
میتوان گفت که شگفتانه امسال هنرهای تجسمی در موزه هنرهای معاصر تهران رخ داد.
هنگامی که پس از سالها رکود و کمرونقی نمایشگاههای هنری، توجه رسانهها و افکار عمومی به اجتماع پرشور مخاطبان مشتاقی جلب شد که برای بازدید از یک نمایشگاه هنری در امتداد خیابان کارگر شمالی صف کشیده بودند؛ «چشم در چشم». نمایشگاهی که توانست رکورد بازدیدهای نمایشگاهی موزه هنرهای معاصر تهران را بشکند و عنوان پربازدیدترین نمایشگاه تاریخ موزه هنرهای معاصر تهران را به خود اختصاص دهد. نمایشگاه «چشم در چشم» به کیوریتوری جمال عربزاده بازنمای پرتره در هنر مدرن و معاصر بود. پرترههایی که همگی با رویکرد پژوهشی و آموزشی از گنجینه موزه هنرهای معاصر تهران خارج شده بودند و هنر دست شماری از بزرگان تاریخ هنرهای تجسمی ایران و جهان ازجمله پیکاسو، بیکن، ونگوگ، وارهول، جیاکومتی، کمالالملک، محصص، سحابی و دیگران بودند.
انتهای پیام/