
به میانگین سنی مدیران کشور در حوزه مختلف، چه مدیران دولتی و چه مدیران شهری نگاهی بیندازید. این میانگین را با مدیران کشورهای در حال توسعه و توسعهیافته مقایسه کنید. این مقایسه به ما نشان میدهد که مدیرانی پیر داریم. سیستمی کهنسال که حاضر نیست عنان مدیریت کشور را رها کند و آن را به جوانان بسپارد. این نقد جدی به نظام ما وارد است. این شرایط را با وعدههای انتخاباتی مقایسه کنیم. شرایط را با وعده جوانگرایی دکتر روحانی مقایسه کنیم و نامزدهای شورای شهر که اردیبهشت ماه امسال یادآور شعارهای ایشان در میتینگهای انتخاباتی نیز هست. وقتی میانگین سنی ایران را با سایر کشورها مقایسه میکنیم، متوجه میشویم که باور به توانمندی جوانان در دیدگاه حاکم بر دولت و مدیریت شهری، بسیار ضعیف است و هراس از ناتوانی مدیریت جوان و متخصص، در اذهان «کابینه چینان»، بسیار وجود دارد. این نگاه در سایر ارکان حاکمیتی نیز وجود دارد. نسل اول انقلاب به نسل دوم و سوم بیاعتماد است. نگران از دستاوردهای انقلاب است و تصویری مبهم و ناشناخته از توانمندی نسل دوم و سوم دارد که حاضر نیست عنان حکمرانی را رها ساخته و آن را به نسل بعد واگذار کند. متاسفانه منشأ این بیاعتمادی در ساختار مدیریتی حاکم نهادها و دستگاههای متولی فرهنگ و آموزش کشور است. نسل دوم و سوم در همین مدارس و دانشگاهها درس خواندهاند و کار آموختهاند. از میان این نسل چهرههایی نیز روی به فعالیتهای جدی در حوزه سیاست، اقتصاد و فرهنگ آوردهاند.
تعداد قابل توجهی در تشکلهای دانشجویی و افرادی در احزاب شناسنامهدار به ویژه در حوزه جوانان فعالیت مستمر داشته و دارند. آنچه در میدان عمل، نه شعار؛ میبینیم بیاعتنایی به جوانسازی حاکمیت است. چرخ نظام جمهوری اسلامی بیتوجه به آینده این خاک، کماکان بر حکمرانی مدیران سالخورده میچرخد و تا زمانی که به جوانان کشور اعتماد نشود شرایط کشور بهبود نخواهد یافت و ایران کماکان به جای توسعه و پیشرفت؛ به تعبیر دکتر شایگان؛ در تعطیلات تاریخی به سر خواهد برد. آنچه میتواند آینده کشور را تضمین کند، حول محور جوانان است که شکل میگیرد و این نهادینهسازی، فقط در بخش مدیریت و مدیریت اجرایی نیست بلکه در جریان قانونگذاری و بخش قضایی و هدایت کشور هم هست. همه نهادهای مدیریتی کشور باید بستر استفاده از جوانان را فراهم کنند باید گردش نخبگان و جوانان در همه بخشهای کشور باشد باید برای این کار، فرهنگسازی شود. سن مدیران کشور بالا رفته و کمکم لزوم جانشینی آنها با نیروهای جوان بیش از همیشه احساس میشود. بهروزرسانی افکار مدیران ارشد و تصمیمسازان امروز در کنار آموزش و اعطای فرصت به جوانان، تنها مسیر پیش روی توسعه کشور است که متاسفانه از آن غفلت شده و موضوع جانشینپروری در مدیریت میانی نیز به باد فراموشی سپرده شده؛ فرصتی که نتایج خاص آن را در دستاوردهای هستهای دانشمندان جوان شاهد بودهایم. از یاد نمیبریم که نسل مدیران جوان انقلابی دیروز، بدون حداقل چشمداشت در عرصههای بزرگی مانند دوران دفاع مقدس مدیریت کردهاند که برخی از آثار آن در تاریخ این کشور همواره جاودانه خواهد ماند. امروز اما کافی است استعدادهای جوان را دریابیم، پرورش دهیم، بپذیریم و به آنها اعتماد داشته باشیم. امروز متاسفانه به جای تلاش برای تحقق وعدههای داده شده در انتخابات شورای شهر و ریاستجمهوری مبنی بر جوانسازی مدیریت شهری و حاکمیتی، کماکان بر طبل رجحان تجربه بر نواندیشی و جوانی میکوبند و چوب لای چرخ جوانسازی حاکمیت میگذارند. رهبر انقلاب در سخنرانی ابتدای سال ٩٧ در مشهد مقدس حجت را بر همه تمام کردند و بر جوانگرایی بیش از همیشه تاکید کردند اما متاسفانه بسیاری از مدیران کشور این سخنان را نشنیده میگیرند یا بیاعتنایی میکنند که باید گفت خسارت ناشی از این بیتوجهی دامان کشور را خواهد گرفت. امروز جوانان فعال در حوزه سیاست، فرهنگ و اقتصاد که به دانش روز نیز مسلط هستند بر همه آزمون و خطاهایی که نسل اول به نام تجربه به آنها تحمیل میکند سکوت کردهاند؛ اما در مقابل انتظار آن دارند که پس از ٤٠ سال آزمون و خطا مدیریت کشور را به دست جوانانی بسپارند که اولا دل در گروی آرمانهای انقلاب اسلامی دارند و در ثانی با نگاهی نو به حوزه مدیریت توان بهبود اوضاع و احوال کشور را دارند. امیدواریم با فرارسیدن فصل بازنشستگی مدیران نسل انقلاب اسلامی، شاهد حرکت جامعه به سمت تحول با جوانگرایی در عرصه مدیریتی باشیم و قطعا در شرایط فعلی کشور مطلوبترین و معقولترین اقدام میتواند همین موضوع باشد که اداره امور به جوانان سپرده شود. امیدواریم شورای اسلامی شهر تهران با انتخاب شهرداری که به جوانگرایی باور دارد عرصه را برای جوان شدن مدیریت شهری مهیا سازد.
منبع: روزنامه اعتماد