
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری برنا، عزت ضرغامی از وقتی رئیس صدا و سیما شد تلاش کرد خود را برند کند و البته برای این برندسازی راهی را در پیش گرفت که بیشتر به حواشی ختم می شد تا متن و عملکرد!
او اصطلاح «اجتهاد رسانهای» را در دوران ریاستش بر صدا و سیما وارد ادبیات رسانهای کرد. این اجتهاد به قدری عجیب و غریب بود که خیلی طول نکشید موافقان و مخالفانش نسبت به رفتارهای عجیب و غریب صدا و سیما واکنش نشان دهند، در دوره ریاست ضرغامی در رسانه ملی کمتر کسی بود که از این رسانه حمایت کند، افزایش کمی و بدون کارشناسی شبکههای سیما و کاهش محتوای مفید این رسانه چنان به چشم می آمد که با تولد نسل جدید کانال های ماهواره عملا مرجعیت رسانهای صدا و سیما کاهش یافت تا جایی که برنامههای نازل شبکههای ماهواره ای صاحب مشتریانی شدند که تا چند وقت قبل بیننده شبکه های صدا و سیما بودند.
مدیریت ضرغامی در رادیو و تلویزیون نه تنها هیچ آورده ای برای این رسانه نداشت بلکه با افزایش هزینه ها باب "آنتن فروشی" باز شد و صاحبان سرمایه با پرداخت هزینه و به اسم ساخت «برنامههای مشارکتی» تقریبا رسانه ملی را قرق کردند. تبلیغ فرهنگ مصرف گرایی و تقلید کور از رسانه های خارجی نه تنها دست آوردی برای رسانه ملی نداشت بلکه بی اعتمادی به این رسانه را روزبروز افزایش می داد.
ضرغامی البته رفتارهای عجیب و غریبی هم داشت، در یکی از «جشنواره های سیما» در حالیکه نام لاله اسکندری بین منتخبان جشنواره قرار نداشت، ضرغامی هنگام اهدای جوایز شخصا از این هنرپیشه دعوت کرد تا روی صحنه بیاید و از او تقدیر شود اتفاقی که آن موقع جنجالهای زیادی را به دنبال داشت. همچنین شایعه شده بود ضرغامی دستور داده یکی از هنرپیشههای زن به دلیل چادری بودن در همه سریالهای سیما حضور داشته باشد این درحالی بود که آن هنرپیشه فقط در سازمان صدا و سیما چادری بود نه بیرون از آن!
سیمای ضرغامی تخریب و توهین به شخصتهای نظام را کلید زد، از حذف برخی چهرهها گرفته تا سپردن آنتن به کسانی که به یک جناح سیاسی وابستگی داشتند و آزادانه جناح دیگر و چهرههای آن را تخریب میکردند، از ممنوع التصویری مقامات سابق گرفته تا جعل تاریخ و حذف شخصتها از تاریخ انقلاب به صلاحدید فعالان یک جناح سیاسی! همه اینها باعث رسانه ملی به سیمای ضرغامی تغییر نام دهد و اعتماد اکثریت مردم از این رسانه کاهش یابد.
روی کار آمدن دولت روحانی با سالهای آخر ریاست ضرغامی بر صدا و سیما همراه بود ولی او حتی در آن ماههای آخر هم تلاش نمیکرد خاطره بدی که در ذهن مردم ساخته را ترمیم کند، زاویه ضرغامی با دولت روحانی و تعلق خاطرش به دولت احمدینژاد چیزی نبود که پنهان باشد اما او با رفتارهای خلاف عرف و رسانهایاش تلاش میکرد این روال را مورد تاکید قرار دهد. در حالیکه سیمای ضرغامی با هر درخواست احمدینژاد موافقت میکرد، با دستور خود ضرغامی با تغییر مجری گفتگو با روحانی مخالفت کرد و باعث شد برای اولین بار گفتگوی رئیس جمهور با صدا و سیما به تاخیر بیفتد، ضرغامی که میخواست خودی نشان دهد این را از اقدامات مهم خود میدانست ولی فضای رسانهای و افکار عمومی به درستی از آن با عنوان تضعیف دولت یاد میکردند.
رسانه ملی قبل و بعد از عزت الله ضرغامی هرگز مدیری به این میزان شیفته حاشیه سازی نداشت، این حاشیهها به قدری زیاد بود که مردم در مقاطعی برای واکنش نشان دادن به آن به سینمای خانگی پناه می بردند تا شاید بتوانند اعتراض خود را به تلویزیون نشان دهند و البته این اعتراضات هرگز شنیده نمی شدند!
پایان ریاست ضرغامی در صدا و سیما اما پایان حاشیه سازیهای او نبود، عزت خان اینبار سودای ریاست جمهوری در سر داشت به همین دلیل به عضویت گروه «جمنا» درآمد و کاندیدای مقدماتی ریاست جمهوری شد تا به رقابت با رئیسی و قالیباف بپردازد ولی کسی که بیشترین امتیاز را به اصولگرایان در دوران ریاستش بر صدا و سیما داده بود حتی نتوانست حائز اکثریت آرا در جناح سیاسی خود شود و به همین دلیل از حضور در انتخابات انصراف داد. او که گمان میکرد با استقبال اصولگرایان میتواند، نه تنها نتوانست میان پنج نفر اول قرار گیرد بلکه از فتاح، که اعلام کرده بود کاندیدا نمیشود و افرادی مثل بذرپاس، حاج بابایی و نیکزاد هم پایینتر قرار گرفت.
گسترش فضای مجازی در دولت روحانی موقعیت خوبی برای ضرغامی ایجاد کرد تا خودش را مطرح کند و او که در صدا و سیما نتوانسته بود نظر افکار عمومی را به خود جلب کند حالا با رفتارهای مجازی که 180 درجه با عملکرد او در صدا و سیما تفاوت داشت تلاش میکرد به افکارسازی و نشان دادن چهره جدیدی از خود بپردازد، مثلا کسی که هشت سال رئیس صدا و سیما بود و می توانست برای نشان دادن آلات موسیقی تلاش کند حالا که بیرون گود نشسته تز می دهد که می شود قوانین را عوض کرد.
یا کسی که دوران ریاستش بر صدا و سیما اجازه نمی داد صداهای مختلف شنیده شود حالا مدافع به رسمیت شناخته شدن صداهای متفاوت است.
همچنین کسی که منتقدان درون نظام را بایکوت خبری کرده بود حالا شعار براندازان را توئیت می کند.
ضرغامی البته همان ضرغامی است تفاوتی نکرده، او همانقدر کم ظرفیت است که در صدا و سیما بود، وقتی گزینهاش برای دبیری شورایعالی انقلاب فرهنگی رای نمی آورد در اقدامی عجیب از دفتر رهبری مایه می گذارد و البته این کم ظرفیتی با حکم قاطع رهبری خیلی زود عیان میشود.
او قانونپذیر بود، میداند انتقال مفاد و وقایع مذاکرات شورای انقلاب فرهنگی و شورای فضای مجازی به بیرون خلاف مقررات است اما آنها را منتقل میکند. البته بعدا مشخص میشود حتی در انتقال این مفاد هم صادق نبوده و شانتاژ کرده است.
شان نهادهای تصمیم گیر نظام مثل مجمع تشخیص مصلحت نظام را در حد شوخیهای مجازی پایین میآورد و گاه چنان عمل میکند که برداشتهای توهین آمیزی از توئیتهای او میشود، مثلا در مورد FATF مینویسد «مجمع حال رسیدگی ندارد» یا واکنش اعتراضی آیتالله مجتهد شبستری به احمدینژاد را با شوخی عجیب روایت میکند.
جنجال آخر ضرغامی اما به برخورد توهین آمیز او با رئیس جمهوری در جلسه شورای عالی فضای مجازی بر میگشت، رسانههای نزدیک به ضرغامی روایتی از این جلسه منتشر کردند که نشان میداد او به سخنان رئیسجمهور در مورد حجاب و فضای مجازی واکنش نشان داده، این روایت بازخوردهای متفاوتی در فضای رسانهای داشت، مخالفان دولت از آن استقبال میکردند و حامیان دولت این برخورد را مورد نکوهش قرار میدادند، بازتاب این رفتار اما به فضای مجازی محدود نشد و خبر رسید ضرغامی توسط دفتر یکی از مقامات عالی نظام از حضور در جلسات شواری عالی انقلاب فرهنگی و شورایعالی فضای مجازی منع شده، البته یکی از رسانه های نزدیک به ضرغامی تلاش کرد این خبر را تکذیب کند اما به نظر میرسد خبر جدی تر از آن است که مورد تکذیب قرار گیرد و برای تایید دقیق آن هم میتوان فقط چند روز صبر کرد!
ضرغامی جلسات صبحانه دارد، در فضای مجازی فعال است، سخنرانی میکند، میتینگ میرود اما خودش هم میداند مردم حافظه کوتاه مدت ندارند و هنوز یادشان نرفته او در صداوسیما چه کرد و چه عملکردی داشت؟!