
به گزارش گروه سیاسی برنا، جمال عرف امروز- پنجشنبه - در یادداشتی رسانه ای اهداف، پیامدها و راهبرهای اقدام ضد ایرانی اخیر آمریکا در قرار دادن نام سپاه در لیست گروه های تروریستی خارجی را تشریح کرد.
در ادامه آمده است: دولت آمریکا در 19 فروردین 1398 با صدور بیانیهای، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در فهرست گروههای تروریستی خارجی قرار داد. این اولینبار است که در جهان، نیروی نظامی رسمی یک دولت در فهرست گروههای تروریستی قرار داده میشود. در بیانیه کاخ سفید، سپاه، «ابزار اصلی دولت ایران برای هدایت و بکارگیری فعالیتهای تروریستی در دنیا» عنوان شده است.
در یادداشت معاون سیاسی وزیر کشور به عنوان پیشینه موضوع و زمینههای تصمیم تصریح شده است: تلاش برای قرار دادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست گروههای تروریستی، سابقهای دیرینه دارد. آمریکاییها یک بار در سال 2007 این موضوع را طرح و بررسی کردند. سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا و وزارت دفاع این کشور با این موضوع مخالفت کردند. آنها دولت ایران را حامی تروریسم اعلام کرده و وزارت خزانهداری آمریکا نیروی قدس سپاه را به دلیل حمایت از گروههای تروریستی تحریم کرد.
در ادامه آمده است: با روی کارآمدن دونالد ترامپ این موضوع بار دیگر به صورت جدی مطرح شد اما همچنان وزرات خارجه، پنتاگون و سیا مخالف این موضوع بودند و آن را زمینهای برای تشدید تقابل نظامی بین ایران و امریکا و به خطر افتادن جان سربازان امریکایی در منطقه میدانستند. به همین دلیل آمریکا در سال 2017، ابتدا در قانون معروف به S.722 و بعداً - با افزودن کشورهای روسیه و کره شمالی- قانون معروف به کاتسا، سپاه و بسیاری از افراد و شرکتهای سپاه را صرفاً در فهرست تحریمهای وزارت خزانهداری قرار داد.
در یادداشت معاون سیاسی وزیر کشور آمده است: در سال 1397 با یکدست شدن تیم ترامپ و روی کارآمدن افراد ضدایرانی در وزارت خارجه، شورای امنیت ملی و برکناری جیمز متیس از وزارت دفاع و اخیراً نیلسن از وزارت امنیت داخلی و نیز خروج آمریکا از برجام و اِعمال راهبرد فشار حداکثری به ایران، موضوع تروریستی اعلام کردن سپاه طرح و در نهایت در 19 فروردین کاخ سفید در بیانیهای، سپاه را فهرست سازمانهای تروریستی خارجی قرار داد.
عرف در این یادداشت بیان می کند: وزارت خارجه نیز با صدور بیانیهای جزئیات اتهامات را طرح کرد. بر اساس قوانین آمریکا کنگره یک هفته فرصت داشت که نظر خود را اعلام کند. با سپری شدن یک هفته و عدم مخالفت کنگره، تصمیم دولت اجرایی و سه وزارتخانه خارجه، خزانهداری و دادگستری مسئول اجرای آن شدند.
این یادداشت در بیان واکنشها، اهداف و پیامدها یادآور شده است: واکنش دولتها و افراد به این تصمیم گسترده بود. دو روز قبل از اعلام رسمی، خبرگزاری رویترز و چند روزنامه آمریکایی این موضوع را اعلام کردند. جمهوری اسلامی ایران نسبت به آن واکنش نشان داده و سردار جعفری، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، آمریکا را به اقدام متقابل تهدید کرد. بعد از اعلام رسمی کاخ سفید، موضعگیری افراد آغاز شد.
این یادداشت می افزاید: شورای عالی امنیت ملی ایران به درخواست دکتر محمدجواد ظریف در جلسهای موضوع را بررسی و با انتشار بیانیهای اعلام کرد: «رژیم ایالات متحده را دولت حامی تروریسم و فرماندهی مرکزی آمریکا موسوم به سنتکام و تمامی نیروهای وابسته به آن را گروه تروریستی میداند.» مقام معظم رهبری، ریاست محترم جمهوری، سران محترم قوای مقننه و قضاییه، نمایندگان مجلس شورای اسلامی و ...، یکپارچه ضمن محکوم کردن این اقدام، از سپاه حمایت کردند.
معاون سیاسی وزیر کشور در این یادداشت تصریح کرد: از یک سو، بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی از شخص ترامپ تشکر و این اقدام را پاسخی به درخواست خود اعلام کرد. عربستان و بحرین از اقدام آمریکا استقبال کرد. از سوی دیگر، کشورهای عراق، ترکیه، سوریه با شدت بیشتر و روسیه و چین و برخی کشورهای اروپایی با شدت کم با آن مخالفت کرده و خواستار احترام به قوانین بینالمللی و اجتناب از وخیمترشدن اوضاع شدند.
در این یادداشت آمده است: اما پرسش مهمتر این است که این تصمیم با چه هدفی اتخاذ شد و چه پیامدهایی میتواند داشته باشد؟ به اجمال اهداف آن را میتوان در چند محور زیر طرح کرد: پایان دادن به دوره پس از برجام اولین هدفی است که شخص ترامپ و تیم آن دنبال میکنند. خروج از برجام و احیای تحریمهای یکجانبه آمریکا گام نخست این موضوع بود که دلیل سیاست هوشمندانه ایران به هدف نرسید و شکست آن در تأمین اهداف خود در یک سال گذشته منجر به تشدید اقدامات خصومتآمیز شد تا بار دیگر شانس خود را برای تقابل یا توافق با ایران بیازماید.
در یادداشت عرف بیان شده است: محدودسازی قدرت منطقهای و اقتصادی ایران هدف دیگر این اقدام است. آنها بر این باورند که برجام فرصتهای اقتصادی قابل ملاحظهای در اختیار دولت ایران قرار داده و این دولت از این توان برای گسترش نفوذ داخلی و منطقهای خود استفاده کرده است. آنها پس از یک سال فشار حداکثری به این نتیجه رسیدند که بدون احیای تحریمهای بینالمللی نمیتوان ایران را به مذاکره وادار کرد. دولت ترامپ به دنبال پرهزینه کردن هر گونه ارتباط مالی و اقتصادی با ایران است تا تمام منافذ ارتباطی ایران قطع شود.
در یادداشت معاون سیاسی وزیر کشور همچنین تصریح شده است: در نهایت به نظر میرسد هدف تیم ترامپ از این تصمیم آن است که همه پلهای بازگشت به برجام را در داخل آمریکا و در عرصه بینالمللی نابود کنند. تلاش دموکراتها و وعده نامزدهای ریاست جمهوری برای بازگشت به برجام با این تصمیم به شدت آسیب خواهد دید. حذف نام سپاه از فهرست سازمانهای تروریستی در سپهر سیاسی آمریکا بسیار سخت است. در صورت پیروزی نامزدهای حزب دموکرات در انتخابات 2020 آنها به راحتی نمیتوانند این موضوع را نادیده بگیرند. هدف بولتون خراب کردن راههای بازگشت مذاکره حتی برای ترامپ است.
این یادداشت می افزاید: بنابراین با تصمیم دولت آمریکا در قرار دادن نام سپاه در فهرست سازمانهای تروریستی فضای مناسبات دو کشور به شدت امنیتی شده و زمینههای تقابل سخت بین دو کشور فراهم میشود. بر بنیان قوانین ضد تروریسم آمریکا، نیروهای نظامی این کشور در خارج و داخل آمریکا موظف به دفع خطر تروریسم هستند. قرار گرفتن نام سپاه در فهرست گروههای تروریستی، زمینه قانونی لازم را برای دولت آمریکا فراهم میکند که با استناد به راهبرد «جنگ علیه تروریسم» و فرمان اجرایی رییس جمهوری به شماره 13224 که پس از حملات 11 سپتامبر 2001 مبنای حمله به افغانستان و عراق طرح شد، نسبت به انجام اقدامات نظامی خصمانه علیه ایران اقدام کند.
یادداشت عرف خاطرنشان شده است: در سالهای گذشته دولت آمریکا با استناد به همین قوانین، حملات مشخصی را علیه رهبران برخی گروههای تروریستی از جمله اسامه بن لادن در کشورهای دیگر انجام داده است. به لحاظ نظری، قرار دادن نام سپاه در فهرست گروههای تروریستی، این نیروی نظامی، اعضا، امکانات و تجهیزاتش را از دید قوانین آمریکا، یک هدف مشروع برای نیروهای نظامی ایالات متحده میسازد؛ ولی در عمل موضوع کاملاً بر بنیان محاسبات قدرت پیش خواهد رفت.
در این یادداشت در بیان اینکه اقدام نظامی علیه سپاه براحتی ممکن و میسر نیست، آمده است: اقدام نظامی علیه نیروها، امکانات و تجهیزات سپاه براحتی ممکن و میسر نیست. نیروی قدس سالهاست که از نظر آمریکا در فهرست گروههای تروریستی است، اما دولت آمریکا از هرگونه اقدام نظامی علیه آن اجتناب کرده است. در طی سالهای اخیر نیروهای آمریکا و سپاه در عراق و سوریه در نزدیکی هم بودند و گاهی اقدام نظامی همسویی را در دفاع از دولت عراق و جنگ علیه داعش انجام دادند؛ اما تشدید دشمنی بین آنها میتواند زمینهای برای برخورد نظامی محدود باشد.
یادداشت عرف می افزاید: پیامد فوری سیاست جدید آمریکا در قبال سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در حوزه اقتصادی بروز خواهد یافت. فشارهای اقتصادی علیه ایران تشدید خواهد شد و هزینههای همکاری افراد، شرکتها و دولتها با ایران بیش از پیش افزایش خواهد یافت. دولت آمریکا با چنین سیاستی در پی محدودسازی سپاه به صورت خاص و جمهوری اسلامی ایران به صورت عام است. بانکها و شرکتهای مختلف در کشورهای دیگر براساس مقررات و پروتکلهای FATF ملاحظات بیشتری را در مناسبات اقتصادی خود با ایران مدنظر قرار خواهند داد.
یادداشت معاون سیاسی وزیر کشور یادآور شده است: اقدام آمریکا در نظام بینالملل اقدامی بیسابقه است. حقوق بینالملل درخصوص اینکه دولتی بخشی از نیروی نظامی کشور دیگر را تروریستی بخواند، صراحت ندارد، اما چنین اقدامی، نقض رویههای بینالمللی و نادیده گرفتن اصل حاکمیت ملی کشورها به شمار میآید. سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیمی از ساختار نظامی ایران است و قرار دادن آن در فهرست گروههای تروریستی، به مثابه نادیده گرفتن اصل حاکمیت ملی، امکان نقض مصونیت دولتی است.
در بیان نشانهها و راهبردها این اقدام عنوان شده است: قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای تروریستی آمریکا نشانهای آشکار از تشدید دشمنیهای آمریکا با جمهوری اسلامی ایران است. آنها به دنبال ایجاد شکاف در درون نهادهای حکومتی و دولت و ملت هستند. انتظارات آنها از خروج از برجام و اِعمال تحریمهای بیسابقه برآورده نشده است.
یادداشت معاون سیاسی وزیر کشور بیان می دارد: راهبرد دولت ترامپ در مقابل جمهوری اسلامی ایران که در مهرماه 1396 اعلام شد، بر این فرض استوار بود که با خروج از توافق هستهای و بازگشت تحریمهای یکجانبه امریکا، ایران از توافق هستهای خارج، تحریمهای چندجانبه بینالمللی احیا، اقتصاد ایران با بحرانهای جدی مواجه و اعتراضات سیاسی و صنفی در سراسر ایران به گونهای شروع خواهد شد که در نهایت به تغییر رژیم در ایران منجر خواهد شد.
این یادداشت می افزاید: سیاست جدید آمریکا به معنای ناامیدی از نتایج اقدامات یک سال گذشته این کشور در قبال ایران و تشدید این روند و احتمالاً ورود به فاز جدید است. در فاز جدید، فشار و اقدامات نظامی- امنیتی بر فشارهای اقتصادی و تحریمی اضافه خواهد شد. حوزه جغرافیایی آن در مرحله نخست منطقهای بوده و ممکن است به داخل مرزهای ایران نیز کشیده شود.
معاون سیاسی وزیر کشور در این یادداشت تصریح کرده است: مناسبات نیروهای نظامی دو کشور در منطقه در مرحله پرمخاطرهای قرار خواهد گرفت. در این میان، اگرچه به نظر نمیرسد شخص ترامپ در پی ایجاد یک جنگ دیگر در منطقه باشد، اما جان بولتون و مایک پمپئو در کاخ سفید و نتانیاهو و بن سلمان در منطقه، بیش از دیگران در پی کشیدن ایران و امریکا به جنگ نظامی مستقیم هستند. قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای تروریستی در داخل ایران میتواند آثار و پیامدهای پارادوکسیکالی داشته باشد. افزایش حس همبستگی ملی و اعلام حمایت از سپاه از سوی گروهها، افراد و جریانهای مختلف، اثر شناخته شدهای است.
به طور طبیعی، تهدید و تهاجم خارجی موجب همبستگی داخلی میشود؛ اما طولانی شدن موضوع و پرقدرت شدن فشار، ناامیدی از موفقیت، تلاش برای انحصاری کردن امور در داخل ممکن است روند همبستگی را متوقف و به بروز اختلاف و تنش در داخل منجر شود که باید به شکل آگاهانه از بروز چنین روندی اجتناب کرد. بدیهی است تبدیل تهدید خارجی به موضوع داخلی، همبستگی ملی را متزلزل و به تشدید شکافهای گوناگون در درون حاکمیت و دولت و ملت منجر خواهد شد.
همچنین آمده است: تلاش برای افزایش تابآوری اقتصاد ایران و بهبود فضای کسب و کار در داخل کشور میتواند زمینههای داخلی راهبرد آمریکا را تضعیف کند.
یادداشت عرف می افزاید: جمهوری اسلامی ایران باید با تمام توان تلاش کند رضایت داخلی را حفظ و همبستگی اجتماعی را تقویت و اثرات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی دشمنی آمریکا را در داخل به حداقل ممکن کاهش دهد. چنانچه در همین فاصله اندک زمانی که از اعلام این تصمیم نابخردانه ترامپ گذشته، نشانههای واضح و ارزشمندی از انسجام عمومی و اتحاد ملی در همه سطوح و در میان تمامی ارکان و شخصیتهای سیاسی کشور در راستای مخالفت با این تصمیم آمریکا و حمایت از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شکل گرفته که میتواند به مثابه الگویی برای افزایش انسجام ملی در موارد مشابه در نظر گرفته شود.
یادداشت معاون سیاسی وزیر کشورعنوان می دارد: راهبرد ترامپ پیوند تحریمهای ظالمانه با نارضایتیهای داخلی است. تضعیف زمینههای داخلی نارضایتی مردم و افزایش کارآمدی دولت و بهبود فضای کسب و کار، بهرهوری فعالیتهای اقتصادی و سیاسی، پادزهر راهبرد آمریکا است. همچنین بهبود روابط خارجی، کاهش تنشها و دشمنیها در سطح منطقهای و جهانی، یکی دیگر از الزامات راهبردی ایران در ناکام گذاشتن سیاست امریکا است که باید هرکس در جایگاه خود نسبت به تحقق آن بکوشد.