
به گزارش گروه اجتماعی خبرگزاری برنا؛ شغل هر انسانی بخشی از هویت اوست که از طریق آن هم امرار معاش میکند و هم با جامعه ارتباط برقرار میکند اما بسیاری از آدمهایی که با ما در این شهر زندگی میکنند، برای کسب روزی از هر راهی، البته حلال، تلاش میکنند؛ شغلهایی که شاید برای ما در ظاهر خندهدار باشد یا حاضر نباشیم حتی درصورت بیکاری خیلی از این کارها را انجام دهیم.
«داد زن» جزو شغلهای است که از حرفههای نسبتا قدیمی در حوزه مشاغل عجیب و غریب قرار داشت. حتما این آگهی را در کوچه و خیابان دیدهاید که: «به یک دادزن نیازمندیم» دادزنها معمولا در ورودی پاساژها یا مغازهها مستقر میشوند و همان طور که از عنوانشان پیداست، با داد زدن و بیان مشخصات کالاهای درون مغازه، مشتری جذب میکنند.
در همین سلسبیل مردی هست که همه او را میشناسند و با صدایش آشنا هستند، صدای رسا که از فاصلهها دور هم به گوش میرسد.
هرکس صدا و کلامش را میشنود ناخودآگاه خنده بر لبش مینشیند.
او داد زن یک بوتیک است که در نوع خودش صاحب سبک است که همین سبک خاص و ویژهاش دلیلی بر شلوغی بوتیک محل کارش است.
مدل داد زدنش بیشتر از صدایش جلب توجه میکند.
او ۵۳ ساله است و بعد از ۱۳ سالگی که درسش را رها کرد، به این شغل روی آورده است.
بازار خراب این روزها کار او را هم تحت تاثیر قرار داده و حقوقش پائینتر و متقاضی او کمتر شده است.
او درباره حرفهاش میگوید: همین که محتاج نامرد نباشم برایم کافی و رضایتبخش است و هر جایی که کار کردم مشتری از سر و کول محل کارم بالا رفته است.
از ریسکهای این شغل همین کافی است که اگر کمی صدا آرام از حنجره خارج شود یا به هر دلیلی مشتری کمی برای مغازه بیاید، کارش با یک تهدید جدی روبرو میشود.
کارش گرما و سرما و باران و برف نمیشناسد و از صبح تا دیر وقت کنار مغازه میایستد. خستگی، چهرهاش را خراشیده و موهایش را زود سپید کرده ولی همواره لبخند بر لب دارد.
خودش میگوید تمام تلاشش این است که کنار شغل عجیب و سختش مردم را شاد و برای چند لحظه بخنداند و میخواهد در نظرها بماند.
او چیزی از خود و زندگیاش نگفت اما قطعاً داستان منحصر به زندگی خود را دارد و کسی نمیداند در سرش چه میگذرد و آرزویش چیست و دنیایش چه رنگی است.
با تمام اتفاقات ریز و درشت این شهر زندگی در آن جاری است و هرکسی به طریقی روزگارش را میگذارند و میتواند از زندگیاش لذت ببرد و سهمی از خاطر دیگران داشته باشد.