
به گزارش گروه ورزشی خبرگزاری برنا؛ دفتر فوتبال ایران را اگر ورق بزنیم پُر از نامهایی است که زمانی در مستطیل سبز خاطراتی را به یادگار گذاشتهاند و هنوز هم ردپای آنها را میتوان دید. مردان زیادی تلاش کردند که تیم ملی ایران بتواند امروز نام پرآوازهای در قاره کهن داشته باشد.
حسین مسگرساروی یکی از فوتبالیستهای کهنهکار خطه مازندران است که توانست در زمان بزرگ مرد فوتبال ایران یعنی پرویز دهداری لباس تیم ملی را بر تن کند و با بازیهای خوب خود بعد از گذشت سالها هنوز در ذهن دوستداران فوتبال باقی بماند.
گفتگویی با پیشکسوت فوتبال مازندران و تیم نساجی مازندران درخصوص وضعیت تیم ملی ایران و تیمهای باشگاهی انجام دادیم که در زیر میخوانید.
* محمدرضا پشوتن
** حسین مسگرساروی؛ ایستاده از چپ نفر اول در بازیهای آسیایی سئول
* حال و روز کنونی فوتبال ایران را چطور میبینید؟
فکر میکنم حال و روز فوتبال ما این روزها قابل احترام است. شاید دهههایی که ما فوتبال میکردیم با امروز قابل قیاس نباشد. اگر زیرساختهایی که امروز برای فوتبال وجود دارد را با گذشته تطبیق دهیم از نظر ارتقای دانش و فن، امکانات و حتی از لحاظ فرهنگی خیلی پیشرفت کرده باشیم.
ما در دهه 60 فوتبال بازی میکردیم و بضاعت و امکانات خودمان را وقتی با الان قیاس کنیم با توجه به اینکه در دوران جنگ تحمیلی قرار داشتیم طبیعی است خیلی مشکلات بوده ولی امروز به هر حال شرایط فرق کرده است. در پیرامون فوتبال ما یکسری مشکلات و معضلات وجود دارد ولی باید بپذیریم فوتبال یک صنعت شده، صنعتی که از کنار آن خروجیهای مثبت و منفی وجود دارد. از این جهت میگویم که تفکری که در سازمان فوتبال امروز وجود دارد تفکر خوبی است. باید بپذیریم به روز باشیم و حرکتمان رو به جلو باشد و به قول بعضی دوستان نمیتوانیم درجا بزنیم. به هر حال ما میپذیریم که برای فوتبال باید هزینه شود، نه فقط فوتبال بلکه در تمام بخشهای ورزش تا سرمایهگذاری نشود پیشرفتی نخواهیم داشت.
به هر شکل امیدوارم ماحصل فوتبال ما و برنامهریزیهایی که از ابتدا تا به الان صورت گرفته مورد رضایت مردم ایران قرار گرفته باشد.
* پیشرفت فوتبال به خاطر درآمدزایی باشگاهها و بازیکنان است یا ما توانستیم در خصوص کیفی و فنی نیز پیشرفت لازم را داشته باشیم؟
ما در فوتبال پیشرفت قابل چشمگیری داشتیم. در گذشته شاید سرعت فوتبال ما خیلی کم بود و زمانی که به عنوان سوپرلیبرو حضور داشتیم فوتبال را به عنوان دفاع عقب و دفاع جلو بازی میکردیم ولی امروز دفاعهای خطی داریم و حتی در جام جهانی دیدیم بعضی تیمها با سه دفاع بازی میکنند. به هر حال فوتبال در حال تغییر و تحول است و در جام جهانی میتوانیم مطالب زیادی را یاد بگیریم.
ما باید بپذیریم بچههایی که امروز در قالب ملی حضور پیدا میکنند همه آنها در کشورهای بزرگ و صاحب نام فوتبال میکنند و با علم و آگاهی به روز جلو میروند. یک مشکل عمدهای که از گذشته در فوتبال ایران وجود داشت و مربیان بزرگی از جمله کیروش با آن مواجه بودند میزان دوندگی پایین در تیمهای باشگاهی و تیم ملی ما بود و به نوعی دیدیم در این چند سال حتی ما نتوانستیم در سطح آسیا مقام باشگاهی به دست بیاوریم.
* علت استفاده کیروش از بازیکنان خارج از کشور در تیم ملی به این دلیل است؟
یک مورد میتواند این باشد که کیروش به علم روز دنیا و از تجربه دیگر کشورها استفاده میکند. در سطح اطلاعاتی که من دارم میزان دوندگی در باشگاههای ما در گذشته 6 کیلومتر بوده ولی امروز 8 کیلومتر و شاید 9 کیلومتر باشد و شاهد هستیم در این موضوع رشد داشته است. امروز در جام جهانی میبینیم وحید امیری حدود 11 کیلومتر میزان دوندگیاش است. خود امیری بازیکنی نیست که در خارج از کشور فوتبال بازی کرده باشد و در سطح کشور خودمان بازی کرده و در پرسپولیس بوده و خیلی دیگر از بازیکنانی که در سپاهان یا استقلال بازی میکنند. پس ما میپذیریم در ایران هم مربیان درصدد این هستند و تلاش میکنند به روز شوند و بازیکنان را در این سطح ارتقاء دهند، هم از میزان آمادگی جسمانی هم از لحاظ کار هوش و کار تکنیکی و همه در قالب یک بازیکن سطح اول که در سطح جهانی حرفی برای گفتن داشته باشند.
* آیا کیروش شناخت لازم را در فوتبال ایران به دست آورده است؟
کیروش در عرض 7 سال که در کشور ما است دقیقا به فوتبال ایران اشراف کامل دارد. اگر وی انگشت روی بازیکنانی گذاشته که در لیگهای معتبر، که حالا نمیگوییم طراز اول ولی در طراز دو، بازی میکنند ما میپذیریم تیمهایی که در جمع چهار تیم برتر جام جهانی قرار گرفتند همگی از اروپا بودند و این نشان میدهد سطح پیشرفت فوتبال در این قاره به مراتب نسبت به قارههای دیگر بالاتر است. کیروش هم به همین دلیل بیشتر سعی دارد از بازیکنانی استفاده کند که در اروپا بازی میکنند و تنه به تنه بازیکنان اروپایی میزنند.
* عملکرد ایران در جام جهانی روسیه را چطور دیدید؟
فوتبال آسیا پیشرفت کرده و نمونهاش بازیهایی بود که تیمهای ایران، ژاپن و کره جنوبی در جام جهانی از خود نشان دادند. توانایی ما ایرانیها در بعضی موضوعات چشمگیر است. ایرانیها از احساسات خاصی برخوردار هستند و وقتی این احساسات ایرانیها را بتوانیم تحریک کنیم یک قدرت فوقالعاده به آنها دست میدهد و در این بازیها نیز نشان دادیم سطح فوتبال ایران پیشرفت قابل ملاحظهای داشته است و ما مقابل تیمهای بزرگ و صاحب نام نمایش خوبی را از خود نشان دادیم. ملیپوشان با باوری که داشتند آمدند یک تیم شدند و توانستند اثبات کنند تواناییهای بالقوهای دارند. به اعتقاد من تیم ایران نمره قبولی را گرفت. هرچند میتوان مباحثی را درخصوص برخی از بازیکنان و نحوه تاکتیک تیم عنوان کرد که باید کارشناسان و خود کیروش در این خصوص صحبت کنند. ایران حالا یک رویداد مهم را پیشرو دارد و باید در جام ملتهای آسیا که برای ما بسیار حائز اهمیت است حضور پیدا کند. در آسیا تیمهای صاحب نامی حضور دارند و باید آنجا حرفی برای گفتن داشته باشیم و نباید کار را رها کنیم و با قدرت بایستیم.
* نمره قبولی را برای کدام یک از این سه خط دفاعی، میانی و حمله تیم ایران در نظر میگیرید؟
چون تخصص من در دفاع بوده در دفاع بیشتر زوم میشدم، باید بگویم عملکرد آنها فوقالعاده بود. هم در بخش عمق دفاعی و هم در بخش کناری ما بسیار هماهنگ و منظم بودیم، حتی با مراکش که تیم پرقدرتی بود نیز عملکرد خوبی نشان دادیم. در بازی با اسپانیا و پرتغال نیز، که با قدرت ظاهر شده بودند، در کار دفاعی آمار ما بالاتر بود و انسجام داشتیم. رضاییان، چشمی، سیدمجید حسینی، پورعلیگنجی، حاجصفی و حتی میلاد محمدی همگی نمایش خوبی را ارائه دادند. در مصاحبهای که قبل از شروع بازیها با من انجام شد مانند بقیه کارشناسان عقیده داشتم بازی اول برای ما حکم فینال را دارد و مرگ و زندگی است و باید با شایستگی بیرون بیاییم. اگر در بازی اول امتیاز درخوری کسب کنیم در بازیهای بعدی نیز میتوانیم یک گام محکم و قوی و استوارتر برداریم و این قضیه اتفاق افتاد.
امروز فوتبال خیلی از تیمها از نظر کار تفکری مالکانه است و تیمهایی مثل اسپانیا که در مالکیت توپ همیشه بالای 70 درصد هستند فضا را از دست نمیدهند. امروز دیگر کسی نمیتواند بگوید من با یک فرمول میتوانم جام را تسخیر کنم. یقینا برای هر بازی و هر مربی یک پلنی وجود دارد و جلو میروند. کیروش هم دقیقا پلنهای متعدد دارد ولی باز این را میگویم که کیروش براساس داشتهها و ظرفیتهای ما تیم را سازماندهی کرده است. در این سه بازی در روسیه کمترین میزان گل خورده را داشتیم در حالیکه در جامهای گذشته میزان گلهای خورده ما به مراتب بیشتر بود. اینها نمرات خوبی است که توانستیم به دست آوریم.
* در این چند سال باشگاههای ما چقدر پیشرفت داشتهاند و کیفیت لیگ ما چطور است؟
باید این را باور داشته باشیم که فوتبال ما دستخوش تحولات و تغییرات است در بخش مدیریتی هر از گاهی اتفاقاتی میافتد که باعث می شود برنامههایمان برای کوتاه مدت یا بلندمدت به آن دست پیدا نکنیم. در سطح باشگاهی میبینیم که باشگاهها دچار تغییر و تحولات وسیع هستند و این به ضرر فوتبال ما است و مربی در یک فصل که می خواهد کار کند دچار تغییر و تحولات وسیع می شود. مثلا سیاه جامگان تیمی که ورود کرده و دو سال در لیگ برتر ما بوده الان سقوط کرده است. نساجی و نفت مسجد سلیمان در حال حاضر به لیگ برتر آمدهاند ولی واقعا باید دید افکار مدیریت و اندیشههایشان در رابطه با تیمداری چیست؟ آیا میخواهند به عنوان مدعی قهرمانی در لیگ باشند و یا اینکه با قرار گرفتن در بالای جدول سهمیه آسیایی را بگیرند. متأسفانه فوتبال ما فقط در اسم حرفهای است ولی عملکردمان اینگونه نیست.
** حسین مسگرساروی؛ نشسته از راست نفر اول در بازیهای آسیایی سئول
*علت اینکه تیمهایی که به لیگ برتر صعود کردند بیشتر آنها در فصل بعد به دسته پایینتر سقوط میکنند چیست؟
یکی از مشکلات تیمهایی که از دسته پایین به لیگ برتر میآیند این است که آنها نیز به اندازه دیگر تیمهای لیگ برتری میتوانند بازیکن جذب کنند و این باعث میشود این تیمها نتوانند با تیمهای حاضر در لیگ برتر رقابت کنند و این اجحاف سازمان لیگ در حق تیمهای تازه وارد نظیر نساجی مازندران و نفت مسجدسلیمان است. باید بپذیریم ویژگیهایی که در لیگ برتر است در لیگ یک نیست و تیمها از تاکتیکهای بهتری برخوردار هستند. تیمها فیزیکی و درگیرانه بازی میکنند و فکر و تاکتیک در آنها تا حدودی کمتر است نسبت به لیگ برتر. در لیگ برتر تیمها تاکتیکیتر هستند و رشد فوتبال را بیشتر لمس میکنیم. تا تیمهای دسته یک آداپته شوند و لمس کنند این فضا را میبینیم که سقوط میکنند و تیمهایی مانند سپاهان، پرسپولیس، استقلال و تراکتورسازی بودجه و شرایط بهتری برای حضور در لیگ برتر دارند. اینکه تیمهایی مانند گهر دورود، ماشین سازی تبریز و ... که به لیگ برتر آمده بودند بعد از یک فصل حضور سقوط میکنند به این خاطر است از لحاظ بودجه، امکانات و برنامههایشان با این تیمهایی که 16-17 سال قدمت دارند برابری نمیکنند.
دیگر مشکل درخصوص حق پخش تلویزیونی است. تیمها روی این موضوع چندین سال است که بحث میکنند و باید از صدا و سیما پرسید چرا حق پخش تلویزیونی را نمیتوانیم داشته باشیم؟ باید در نظام رسانهای بپذیریم که رئال مادرید و یوونتوس نیستم آنها برای خودشان فکر حرفهای و تشکیلات حرفهای دارند حتی تا جایی که میدانم با تلویزیون قراردادهای خاصی دارند و پولهای خاصی از تلویزیون برای خودشان دارند. اما ما چنین چیزهایی نداریم فقط از بخش تبلیغات محیطی میتوانیم درآمدی را کسب کنیم. هر تیمی بیشترین بازیکن را در تیم ملی داشته باشد یقینا بیشترین پولها را میگیرد و تیمی که بازیکن نداشته باشد چیزی به آن تعلق نمیگیرد. الان هم همین است، در فوتبال ما تیمی که اول میشود یقینا در یک تراز و اشل دیگری پول دریافت میکند. دلیل اینکه تیمها به دسته پایین اوت میشوند به این خاطر است زیرساختهای آنها ضعیف است و بودجه لازم را ندارند و پشتوانه مالی ندارند و باعث می شود که در ادامه کار دچار دردسر و چالش شوند.
* حرف آخر
به عنوان یک پیشکسوت توصیهای دارم که بحث خیلی مهم برای فوتبال ما است. نسل الان حرف اول را میزند ولی باید این را فراموش نکنیم که در سالهایی که ما فوتبال بازی میکردیم بزرگانی همچون مرحوم پرویز دهداری بودند که برای همه بازیکنان به عنوان یک معلم اخلاق به حساب میآمدند. امروز شاید خیلیها به عملکرد تیم ملی نقد داشته باشند ولی امروز همه به این نتیجه رسیدند که کیروش یک نظم خاصی دارد و یک هویت و خون تازهای به فوتبال ما داده است و آقای دهداری نیز در دهه 60 این کار را کرد ولی قدرش را ندانستند. باید امروز همه به هم کمک کنیم و برای فوتبال خودمان دل بسوزانیم که بتوانیم افتخارات آسیایی داشته باشیم. همه این توانایی را دارند و میتوانند روی آن مانور دهند و نسل رسانهای امروز ما که نسل جوان هستند و روی مسائل بسیار تأمل میکنند. باید از امثال دوستیمهرها قدردانی و تشکر کرد و همچنین از صفایی فراهانی که آکادمی فوتبال را احداث کرد باید قدردانی کنیم. ما باید کرسیهای قدرت خودمان را در آسیا قوی کنیم و با توجه به پولهای زیادی که هزینه میکنیم امیدوارم که روزهای خوبی برای فوتبال ما رقم بخورد.