پیمان افضلی، سرآشپز کرمانی:

ترجیح دادم برای خودم کار کنم/عاشق چلو کباب هستم/ امیدوارم بتوانم کاری برای کرمان انجام دهم/به دنبال ثبت جهانی غذاهای کرمانی هستم

|
۱۳۹۷/۰۵/۲۷
|
۰۵:۰۰:۰۰
| کد خبر: ۷۴۱۹۴۲
پیمان افضلی که حالا اکثرا او را با نام پ.پ می‌شناسند، حدودا 10 سالی هست که در زمینه آشپزی به صورت حرفه‌ای فعالیت می‌کند.

به گزارش خبرگزاری برنا- کرمان، او در برنامه آشپزی دستپخت در گروه خود نفر اول شد و در آن برنامه که حالت مسابقه دارد، خوش درخشید که این یک دستآورد بزرگ محسوب می‌شود. افضلی تاکید زیادی بر سالم وبا کیفیت بودن غدا دارد. با او در مورد غذای سالم، دلایل ورودش به آشپزی، برنامه‌های کاری‌اش و مسائلی دیگر به گفت‌وگو نشستیم که در ادامه می‌آید:

 

**برای شروع، خودت را برای مخاطبین خبرگزاری برنا معرفی کن!

پیامان افضلی هستم، متولد 1/11/67 شهر راین.

 

**چه شد که آشپز شدی!؟

من غذا خوردن را خیلی دوست دارم. از بچگی یعنی زمانی که دوم یا سوم راهنمایی بودم علاقه زیادی به آشپزی پیدا کردم. کنار مرحوم مادرم شروع کردم به پختن غذاهای خانگی. تا این که سال 87 عازم خدمت سربازی شدم و زمانی که از خدمت برگشتم به پیشنهاد  داداش بزرگترم که ایشان هم فوت شده‌اند و تمام زندگی‌ام را مدیونش هستم، در یک رستوران شروع به کار، کردم. ظرف میشستم و سپس نظافت. پس از آن که سرآشپز استعداد من را دید به پیشنهادش سمت کباب پختن رفتم. یعنی پس از سه ماه ظرف شستن و نظافت، منقل‌دار شدم و کباب می‌پختم. در کنار پخت کباب، روی دست سرآشپز نگاه می‌کردم و کتاب‌های آشپری را مطالعه می‌کردم. تا این که در سال 90 به تهران رفتم و در موسسه‌ای به نام «سیاحان مروارید آسیا» برای آموزش نام نویسی کردم. آن جا یک دوره تخصصی نه ماهه برداشتم و شروع کردم به کار کردن آشپزی به صورت علمی و حرفه‌ای. سال‌های بعد در موسسه «ایران شف» و موسسه «گم» هم دوره آموزشی گذراندم. که برگزار کننده دوره آموزشی موسسه« گم»، شرکت «د سیلوا» ایتالیا یک دوره حرفه‌ای غذای ایتالیایی بود. تا این که در سال 95 در مسابقه دست پخت شرکت کردم و در گروه 11 نفره اول شدم و جزء 10 نفر اول کشور شدم.

 

**در دوران سربازی هم در آشپزخانه بودی؟

نه، آن موقع چون تسلط خوبی به نرم‌افزارهای کامپیوتری داشتم در این بخش بودم.

 

**مدتی هم در ایران اشپزی نکردی، چه شد که از ایران رفتی و مجددا برگشتی؟

برگشتم که به پیشنهاد آبجی و داداش بود. برای تحصیلات رفتم گرجستان و از ان جا برای ایتالیا ویزا گرفتم که دیگر ایتالیا نرفتم و برگشتم ایران چون در هتل المپیک آن دوره آموزش پخت غذاهای ایتالیایی برگزار شد. دانشگاه آلایا اسپانیا هم پذیرفته شدم.

 

**عراق هم رفتی؟

آقای حدادزاده رئیس شرکت کارگزاران حج و زیارت بودند. من به عنوان آشپز نمونه انتخاب شدم و به مدت دو ماه در یک هتل در کربلا برای این شرکت آشپزی کردم.

 

**زمانی که در رستوران جارو می‌زدی و نظافت می‌کردی، آیا بود کسی که سرزنشت کند و بگوید که به درد کار آشپزی نمی‌خوری!؟

خیلی‌ها گفتند، می‌گفتند تو تپلی، چاقی و به درد این کار نمی‌خوری. من آن زمان وزنم زیاد بود قدم کوتاه بود که رژیم گرفتم و لاغر تر شدم.

 

**پس از آن که پله‌های ترقی را طی کردی، واکنش همان افراد چه بود؟

خیلی از رستوران‌های تهران که باهم کار می‌کردیم به من گفتند برگرد پیش خودمان حقوق بالاتر بگیر. حتی در کیش، هتل گراند و یک جای دیگر به من پیشنهاد کار دادند. ولی ترجیح دادم برای خودم کار کنم.

 

**هنوز هم خیلی غذا می‌خوری؟

آره (با خنده)

 

**بیشتر چه غذاهایی را دوست داری؟

من از قدیم عاشق چلو کباب بوده‌ام و هنوز هم هستم. بهترین غذاهایی که پخت می‌کنم، کباب‌های کوبیده من هستند. غذاهای ملل فقط جنبه یادگیری برای من داشته است و دوست دارم غذاهای ایرانی هم مثل غذاهای ملل همین‌طور دکور خیلی خوبی داشته باشند و مواد اولیه‌ای که استفاده می‌کنیم، بهترین مواد اولیه باشد.

 

**به یک شهرت قابل قبول  در آشپزی رسیده‌ای، حال دو مسئله مطرح است یکی اینکه راهت برای آنده خیلی آسان است چون یک اعتبار به دست آورده‌ای و میتوانی از این شهرت استفاده کنی و موفق‌تر شود. دو این که سطح توقعات ازت خیلی بالا رفته و اگر نتوانی انتظارات را برآورده کنی شاید این شهر همان طور که اوج گرفته، سقوط کند. برنامه‌ات برای آینده چیست؟

برنامه ‌ام این است که بتوانم کاری برای کرمان انجام دهم.

 

**چیکار؟

مثلا این که غذاهای کرمانی را در کتاب گینس ثبت جهانی کنم با روش‌های مدرن و روز. کشک کدو یا بزقرمه خودمان که می‌شود با یک دکور خوب معرفی‌اش کنیم و آن طعم و حس سنتی هم در آن باشد که نیاز به حمایت دارد.

 

**به چه حمایتی نیاز دارد؟

این که به جامعه آشپزی بین‌المللی معرفی شوم.

 

**فقط همین!؟

اره ولی حامی مالی هم می‌خواهم.

 

**حامی مالی باید کدام ارگان باشد؟

معمولا استانداری می‌تواند این کار را انجام دهد.

 

**فکر می‌کنی چند درصد از کرمانی‌های می‌دانند که در کرمان یک آشپزی وجود دارد که نفر اول مسابقه دستپخت است و کلی هم مدرک معتبری آشپزی دارد؟

از پارسال تا الان که مسابقه پخش شد، فکر می‌کنم چیزی حدود ده درصد.

 

**ده درصد یعنی هشتاد هزار نفر استان کرمان، یعنی هشتاد هزار نفر الان از پیمان افضلی شناخت دارند؟

مشتری‌های‌مان را که بخواهیم حساب کنیم روزی صد الی صدوپنجاه مشتری داریم که از این تعداد حدودا 50 نفر ثابت هستند و مابقی گذری می‌آیند.

 

**دقیقا در دوره‌ای هستیم که بازار چلوکباب‌های چهار هزار تومانی بسیار تا بسیار داغ است و در همین زمانه شما مدعی هستی که از برنج مرغوب استفاده می‌کنی و چون سلامتی مردم برایت مهم است از روغن کنجد استفاده می‌کنی و طبیعتا قیمت غذایی که تحویل می‌دهی هم بالاتر است، مایلم بدانم برای رقابت با آن چلوکباب چهار هزارتومانی چه کرده‌ای؟

اوایل کار، حدودا 5 یا 6 ماه از جیب گذاشتیم تا این که غذاها و کیفیت کارمان به مشتری معرفی شد. همچنین صداقت را با مشتری‌ها رعایت کردم و بین ما و مشتری در حین آشپزی فقط یک میز بود و از آن طرف میز مشتری می‌دید که من چیکار می‌کنم. تمام مواد اولیه غذاها را در حضور مشتری می‌پختم.

 

**اعتمادسازی کردی؟

بله، من سعی کردم جنس خیلی خوب استفاده کنم و نگفتم که من یک ظرف برنج خارجی استفاده می‌کنم و یک ظرف برنج ایرانی.

 

**این کار سود بهتری داشت، چرا انجام ندادی؟

من مشتری‌ها را خانواده خودم می‌دانم و نمی‌خواهم این خانواده را از دست دهم. هرچه این خانواده بزرگ‌تر باشد و سلامتش از امنیت بالاتری برخوردار باشد، شاید در کوتاه مدت سود زیادی نداشته باشد ولی در دراز مدت بازدهی خیلی خوبی خواهد داشت. این که بیای در یک سال با غذای کیفیت پایین شروع کنی و سود زیاد کسب کنی، مطمئنا سال آینده این درآمد را نخواهی داشت چون حجم کارت بالا می‌رود و از کیفیت کار کم می‌کنی و مشتری از دست می‌رود.

 

**چرا با تهیه غذا شروع کردی؟

از قدیم گقته‌اند: «سنگ بزرگ، نشانه نزدن است.» من به خاطر این که خودم را به همشهریانم معرفی کنم آمدم  کاری را راه انداختم که در توانم بود و این کار راهم مدیوم داداش امین هستم. خیلی به من در یک سال گذشته چه از لحاظ مالی و چه از لحاظ روحی کمک کرد و هنوز هم کمک می‌کند. یک کار کوچکی را شروع کردیم که اگر استقبال شد، گسترشش دهیم

 

**از فست‌فود پ.پ بگو که راه‌اندازی شده است...

در آخر سال با ارائه تعدادی از پر طرفدار ترین غذاهای ایتالیایی و‌چندین خوراک حلال ملل شعبه دوم خود را به نام غذاهای ملل  با کمک برادرم امین افضلی افتتاح کردم که بتوانیم نشان دهیم پیتزا و غذاهای خوشمزه وخوش آب و رنگ ایتالیایی با رسپی (طرز تهیه) اصلی با مواد حلال و موجود در بازار ایران وکرمان امکان پذیر است. نه مثل خیلی از جاها به اسم پیتزا، هر اسمی و هر رسپی که دوست دارند را  با ثبت غذای ایتالیایی و یا ملل بتوانند به دروغ، پول دست بیاورند. خدا را شاکرم که بتوانم برای مرد خوب شهرم کرمان غذای خوشمزه و‌باکیفیت ارئه دهم. 

 

**صحبت پایانی...

 

اگه میخواهی دنیا را تمیز، بهداشتی و سالم نگه داری، اول از آشپزخانه خانه خودت شروع کن. طعم شیرین سلامتی در غذای سالم است و دنیا دور گردی قابلمه می چرخد

نظر شما
جوان سال
جوان سال
پیشنهاد سردبیر
جوان سال
جوان سال
جوان سال
پرونده ویژه
جوان سال
پایگاه اطلاع رسانی شهرداری مشهد
بانک سپه
رایتل
اکت
بلیط هواپیما
بازرگانی برنا
دندونت
آژانس عکس برنا
تشریفات شایسته
پایگاه اطلاع رسانی شهرداری مشهد
بانک سپه
رایتل
اکت
بلیط هواپیما
بازرگانی برنا
دندونت
آژانس عکس برنا
تشریفات شایسته
پایگاه اطلاع رسانی شهرداری مشهد
بانک سپه
رایتل
اکت
بلیط هواپیما
بازرگانی برنا
دندونت
آژانس عکس برنا
تشریفات شایسته