
به گزارش گروه اجتماعی خبرگزاری برنا؛ مشکل بیکاری فارغالتحصیلان دانشگاهی را در شرایط حال حاضر میتوان به عنوان یکی از اصلیترین مباحثی دانست که تاثیرات فراوانی را روی اجتماع ما دارد.
بر اساس آخرین آمارهایی در رابطه با بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی وجود دارد، رشتههای علوم کامپیوتری، رشتههای مهندسی و حرفه های مهندسی و همچنین معماری و ساختمانسازی بالاترین آمار بیکاران فارغالتحصیل را به خود اختصاص داده است.
در این میان اما فارغالتحصیلان رشتههای پزشکی کمترین آمار بیکاری را به خود اختصاص دادهاند به صورتی که پس از سال 1388 رشتههای پزشکی هیچگاه نرخ بیکاری دو رقمی را به خود ندیده است.
اگر بخواهیم به صورت جدی مبحث بیکاری دانش آموختگان آموزش عالی کشور را مورد بحث و بررسی قرار دهیم شاهد خواهیم بود که منشا آن به دوران 12 ساله آموزش و پرورش و خلائی بزرگ به نام نبود هدایت تحصیلی باز میگردد.
مبحث ارتباط مستقیم آمار بیکاری در کشور با عدم مشاوره مناسب به دانش آموزان در مدارس را از زاویه دید مهدی بهلولی و مجید حسینی، دو کارشناس آموزش، به بررسی پرداختیم که در ادامه می خوانید:
فقط کاریکاتوری از هدایت تحصیلی را ارائه دادهایم
مهدی بهلولی، کارشناس آموزشی، در این رابطه به خبرنگار برنا گفت: موضوع هدایت تحصیلی دانش آموزان قبل از ورود به دانشگاه یکی از مواردی است که باید در مدارس ما بیش از پیش به آن توجه شود و در حال حاضر نیز در مقطع متوسطه اول در پایان سال نهم هدایت تحصیلی صورت میگیرد، اما اگر بخواهیم مقایسهای را با هدایت تحصیلی در باقی کشورها داشته باشیم شاهد خواهیم بود که فقط کاریکاتوری از هدایت تحصیلی را ارائه دادهایم و عملا هیچ کاری صورت نگرفته است.
هدایت تحصیلی توسط مشاوران آشنا به روحیات دانش آموزان
وی ادامه داد: هدایت تحصیلی باید توسط مشاورانی صورت بگیرد که دانشآموز را از سالهای نخست تحصیل تحت نظر دارند و با نوع درس خواندن و پیشرفتها و پسرفتهای آنان آشنایی کامل داشته باشند و ارتباط پایداری را با شخص دانش آموز و حتی خانواده برقرار سازند، تا زمانی که دانشآموز پس از قبولی در دانشگاه به دنبال انتخاب رشته است نظراتی را ارائه دهد که راهگشا باشد و دانشآموزی که دیگر تبدیل به دانشجو شده با آسوده خاطری انتخاب رشته دانشگاه را انجام دهد.
بهلولی در رابطه با این موضوع که چرا برنامهریزیهای درستی برای هدایت تحصیلی دانش آموزان صورت نگرفته است؟ گفت: متاسفانه بی توجهی به این امر به حال و یا چندین سال گذشته باز نمیگردد بلکه سابقهای بیشتر از آن چیزی که فکر میکنیم دارد که باعث به وجود آمدن مشکلات شده و در نهایت روی یکدیگر تلنبار شده و شرایط فعلی را برای فارغالتحصیلان بیکار به وجود آورده است.
مشکل کمبود مشاور تحصیلی در مدارس
این کارشناس آموزشی افزود: همچنین علاوه بر نبود برنامهریزی و بیتوجهی، موضوع دیگر کمبود نیرو به عنوان مشاور در مدارس است و وزارت آموزش و پرورش هم در پی استخدام نیروهایی که تبحری در این امر داشته باشند نیست و ترجیح میدهد از معلمانی با تخصصهایی دیگر در این رابطه استفاده کند و این موضوع را نیز صرفهجویی در هزینهها مینامند، در صورتیکه هزینههای عدم تامین مشاوران در مقابل هزینههای تحصیل یک دانشآموز و یک دانشجو در طی مقاطعی که میگذارند کمتر است و با حضور آنان شاهد خواهیم بود هدایت تحصیلی به شکلی دقیق و صحیح صورت میگیرد واز آمار بیکاران دانشگاهی کاسته میشود.
گرفتار شدن نظام آموزشی کشور در یک سرمایه داری آموزشی
سیدمجید حسینی، دیگر کارشناس آموزش، با بیان اینکه وضعیت موجود ماحصل گرفتار شدن نظام آموزشی کشور در یک سرمایهداری آموزشی است چنین به برنا گفت: چون قرار است هزاران دانشگاهی که به صورت قارچگونه در کشور احداث شدهاند از دانشجو پر شوند، قشر سرمایهداری در راس مبحث آموزش کشور قرار دارند که قصد دارند آموزشی عالی مردم کسب درآمد کند.
وی ادامه داد: در هیچ کشوری شاهد نیستیم که مردم به این میزان تشویق به دانشگاه رفتن شوند، چون نظام آموزش عالی باقی کشورها تحت سلطه سرمایهداران و کسب درآمد آنان از این موضوع نیست، در حال حاضر ما میبینیم که میزان دانشگاههای موجود در کشور ما بیشتر از 10 کشور بزرگ اروپایی است.
حسینی ادامه داد: اگر بخواهیم بهصورت دقیق به مبحث دانشگاه رفتن بپردازیم باید بدانیم ورود به دانشگاه تضمین کننده کار نیست بلکه محلی است برای پژوهش و مهارتآموزی و در نهایت بر اساس همان مهارتها شاهد به وجود آمدن مشاغل باشیم، نه اینکه بگوئیم چون وارد دانشگاه شدهایم پس باید وارد بازار کار شویم.
مبحث هدایت تحصیلی در ایران معنی ندارد
وی در خصوص مبحث هدایت تحصیلی در ایران نیز بیان کرد: متاسفانه مبحث هدایت تحصیلی در ایران معنی ندارد و اگر کند و کاوی در بازار کار مرتبط با رشتههای دانشگاهی انجام دهیم شاهد خواهیم بود که بیش از 90 درصد رشتهها فاقد بازار کار است و اصلا قرار نیست که فقط بر اساس مدرکی که از دانشگاه پس از طی مقطع دانشگاهی اخذ میشود، کار و شغل دانشجو تضمین شود.
حسینی ادامه داد: در اقتصادی که اصولا اقتصاد آن دلالی است و بیش از 70 درصد آن خدمات است باید به چه شکلی انتظار داشت که بر اساس مدرک صادر شده از یک دانشگاه فرد مشغول به حرفه و فعالیتی شود؟ در این اقتصاد متاسفانه فقط برای دلالهایی که حضور دارند کار و حرفه وجود دارد و نه برای فرد دیگری که فارغالتحصیل دانشگاهی است، در نتیجه مردم به سمت تحصیل در دانشگاههای پولی تشویق میشوند تا هزینهها را به جیب سرمایهدارانی که سرمایهگذاری در این مورد کردهاند بریزند و چرخه دانشگاههای پولی بچرخد.
نظام آموزش عالی کشور تحت سلطه مافیای آموزشی
این کارشناس آموزش تصریح کرد: براساس آمارهایی که در این خصوص وجود دارد از صددرصد دانشجویان کل کشور، 85 درصد آنان برای تحصیل در مقطع دانشگاه هزینهها را خود پرداخت میکنند و در دانشگاههایی مشغول به تحصیل هستند که شهریه های گزافی دارد، مسئله این نیست که ما هدایت تحصیلی نداریم بلکه موضوع اصلی این است که نظام آموزش عالی کشور تحت سلطه مافیای آموزشی در آمده است و از این راه کسب درآمد میکند.