
محمد زرویی نصرآباد، چهرهای شناختهشده در عرصه فرهنگ و هنر، نگاه ویژهای به تأثیر هنر بر جامعه دارد و سالها در تلاش است تا بستری مناسب برای معرفی و حمایت از هنرمندان ایجاد کند. او که در حال حاضر مدیریت موسسه فرهنگی هنری «نام» را بر عهده دارد، در گفتوگویی با خبرنگار گروه فرهنگ و هنر برنا؛ به چالشها و دغدغههای این حوزه پرداخته است.
زرویی از نقش پررنگ آموزش در گسترش آگاهی عمومی نسبت به هنرهای تجسمی سخن گفته و تأکید کرده که باید فرصتهایی برابر برای تمام هنرمندان، بهویژه جوانان فراهم شود.
او همچنین از برنامههای حمایتی موسسهاش برای کشف استعدادهای جدید و توسعه فضاهای نمایش آثار هنری خبر داده و به موانعی که همچنان بر سر راه این هنر وجود دارد اشاره کرده است.
این گفتوگو نگاهی عمیق به مسیری است که هنرهای تجسمی در ایران میتواند طی کند. در ادامه، بخش دوم گفتوگوی زرویی نصرآباد با خبرنگار خبرگزاری برنا را میخوانید.
برنا: میخواهم بدانم که کانسپتهای تولیدات شما چگونه تعریف شدهاند. براساس مناسبتها، فرهنگ ایرانی یا موضوعات آزاد؟ در خصوص تولیدات شما به ویژه در زمینه لباس و دیگر محصولات هنری، شاکلهای خاص تعریف شده است که منجر به فروش این آثار میشود؟
زرویی نصرآباد: قصد داریم علاوه بر مشهد، خراسان شمالی، اصفهان و... زنجیره گالریهایی در سراسر کشور داشته باشیم و هدف این است که فضایی فراهم کنیم تا هنرمندان آثار خود را در گالریها به نمایش بگذارند، چرا که یکی از مشکلات اصلی بازار هنر این است که هنرمندان به اندازه کافی فضا برای نمایش آثار خود ندارند یا اینکه فضاهای موجود به درستی استفاده نمیشوند. معمولاً گالریها در تمام دنیا محل عرضه و فروش آثار هنری هستند؛ در تهران هم گالریهای زیادی وجود دارد که آثار هنری میفروشند اما بخش زیادی از این فروش به عملکرد گالری بستگی دارد. یک گالری خوب نهتنها فضا را برای نمایش آثار فراهم میکند، بلکه این امکان را به هنرمند میدهد که با مخاطبان خود مرتبط شود و اثرش را معرفی کند.
بسیاری از ارگانها به رغم بودجههای هنگفت، محصولات سخیف و غیرمفید خریداری میکنند
برنا: آیا در موسسه نام محصولات مناسبتی هم طراحی میکنید؟ در بخش فروش به ارگانها و استفاده از محصولات در محیطهای مختلف چه رویکردی را دنبال میکنید؟
زرویی نصرآباد: بله، ما در بخش تولید محصولات مناسبتی هم فعالیت داریم. در بخش فروش، معمولاً برای ارگانها کار میکنیم و برخی از محصولات را بهویژه برای این بخش تولید میکنیم. یکی از مشکلات بزرگ این است که بسیاری از ارگانها به رغم بودجههای هنگفت، گاهی وقتها پولهای زیادی را برای خرید محصولات سخیف و غیرمفید خرج میکنند. در واقع بسیاری از اوقات فردی که پشت میز خرید نشسته به اثر هنری خوب توجه نمیکند و تنها به دنبال محصولاتی میرود که بیشتر در دسترس باشد. هدف ما این است که محصولاتی با معنا و با کیفیت بالا تولید کنیم تا وقتی که این ارگانها به خرید میپردازند، گزینههای بهتری برای انتخاب داشته باشند. به عنوان مثال ما در بخش تولید محصولات هنری برای خانوادهها در تولید پازلهای مختلف تحقیقاتی انجام دادیم تا بدانیم کدام نوع پازل بیشتر خانواده محور است و برای دور هم جمع شدن خانواده جذابیت دارد. در این بررسی مشخص شد پازلهای هزار قطعهای برای خانوادهها جذاب است، چون میتواند اعضای خانواده را دور هم جمع کند و همزمان بچهها، جوانان و بزرگترها با هم مشغول کار شوند. در این زمینه، توجه به جزئیات و هدفدار بودن تولیدات بسیار مهم است.
ما برای هنرمندانمان چه کار کردهایم؟
برنا: شما لابهلای حرفهایتان به پروژههای فرهنگی بزرگ در کشورهای دیگر اشاره کردید. آیا این پروژهها بیشتر جنبه اقتصادی و برندسازی دارند یا براساس نیازهای واقعی فرهنگی این کشورها هستند؟
زرویی نصرآباد: در سالهای اخیر، کشورهای حاشیه خلیجفارس به ویژه امارات و عربستان سرمایهگذاریهای زیادی در زمینههای فرهنگی و هنری انجام دادهاند. به عنوان مثال در موزه لوور ابوظبی بزرگترین مجموعه آثار هنرمندان اروپایی خارج از اروپا به نمایش گذاشته شده است. این پروژه به دلیل پرداخت مبلغ هنگفتی برای گرفتن برند لوور و دیگر برندهای فرهنگی، اهداف بزرگتری را دنبال میکند. ابوظبی قصد دارد هویتی فرهنگی برای خود بسازد که با کشورهای دیگر رقابت کند. آنها در تلاش هستند تا آثار هنری هنرمندان شناختهشدهای مانند پیکاسو، دالی و... را در کنار آثار هنرمندان خودشان بگذارند تا هرکس از آن موزه دیدن میکند به ناچار با هنرمندان آنها هم آشنا شود و از این طریق برای خودشان هویت فرهنگی بسازند، اما ما برای هنر چه کردهایم؟ ما هنرمندان بزرگی چون حسین خسروجردی، حبیب صادقی، ایرج اسکندری، مصطفی گودرزی و... را داریم اما برایشان چه کار کردهایم؟ با این کارها میخواهیم هنر انقلابمان دیده شود؟ حتی یک موزه استاندارد هنری اضافه نکردهایم. موزه هنر انقلاب زمانی ارزشمند است که جهان، هنرمندانی مانند کاظم چلیپا را بشناسد.
برنا: علاوه بر امارات، عربستان هم در این زمینه برنامههای فراوانی دارد؟
زرویی نصرآباد: دقیقا همینطور است. در عربستان نیز پروژههای فرهنگی و هنری مشابهای در حال اجرا است. به طور خاص شیخ محمد بن سلمان پروژههای بزرگی را از جمله ساخت موزههایی مشابه موزه ژرژ پمپیدو راهاندازی کرده است. علاوه بر این پروژههای دیگر مانند لاین که به صورت یک شهر ۱۳۷ کیلومتری در دل بیابانها در حال ساخت است، نشان از برنامهریزیهای بلندمدت عربستان برای ایجاد هویت فرهنگی و تمدنی در این کشور دارد.
برنا: از تجربه شرکت در رویدادهای بینالمللی بگویید؟ در کدام رویدادها حضور داشتید؟
زرویی نصرآباد: در عرصه بینالمللی در ورلدآرت دبی (امارات متحده عربی)، آرت مسقط (عمان)، کازمسکو (روسیه)، دوسالانه ونیز شرکت کردیم و سعی کردیم آثار هنرمندان ایرانی را در آنجا ارائه دهیم. در انتخاب آثار برای کشورهای مختلف، مثل کشورهای حوزه خلیجفارس سعی کردیم آثاری را انتخاب کنیم که بیشتر با سلیقه مخاطب آن منطقه همخوانی داشته باشد. در واقع، ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی و فرهنگیاش با کشورهای اطراف، مشابهات زیادی دارد که به ما کمک میکند در این بازارها حضور پیدا کنیم.
برنا: چطور آثار را برای کشورهای مختلف انتخاب میکنید؟
زرویی نصرآباد: در کشورهای حوزه خلیجفارس، بیشتر آثار مرتبط با خط، زبان، قرآن و اشتراکات فرهنگی خودمان را ارائه میدهیم. اما وقتی به روسیه میرویم، آثار نقاشی، رنگها و جنبههای فرهنگی تمدنی ایران را به نمایش میگذاریم. این انتخابها بستگی به نوع ارتباط فرهنگی و هنری دارد که با آن کشور برقرار میکنیم.
برنا: آیا در نمایشگاهها و رویدادهای بینالمللی، محدودیتی برای حضور هنرمندان دارید؟
زرویی نصرآباد: خیر، ما مرزبندی خاصی برای حضور هنرمندان نداریم. نام، گنجینهای دارد که شامل آثار مختلف از هنرمندان بزرگ است. مجموعهای که داریم شامل آثار هنرمندان قدیمیتر تاریخ هنر چون اسماعیل آشتیانی، علی رخساز، میرزا غلامرضا اصفهانی تا هنرمندان پیشکسوت معاصر از جمله جلال شباهنگی، منوچهر نیازی، پرویز کلانتری، حمید عجمی تا هنرمندان جوانتری مانند محمود آزادنیا، حسن روحالامین و هنرمندان متعدد دیگری را شامل میشود.
برنا: اصول اصالتسنجی، ارزیابی و ارزشگذاری شامل چه مواردی میشود و آیا شما بهعنوان هنرمند یا کلکسیونر، وارد خرید آثار هنری از بازارهای بینالمللی شدهاید؟
زرویی نصرآباد: اصالتسنجی، ارزیابی و ارزشگذاری شامل مواردی است که اثر هنری در کجا به فروش رفته، در کدام حراجها شرکت کرده، در کدام موزهها نمایش داده شده و اینکه آیا منتقدان در مورد آن نقد نوشتهاند یا نه. این نکات برای اعتبار اثر بسیار مهم است. بسیاری از هنرمندان برای شناخته شدن آثارشان، به افراد پول میدهند که در مورد آثارشان نقد بنویسند. این نقدها برای رشد هنرمند اهمیت زیادی دارد، زیرا منتقدان با تحلیل دقیق خود به اعتبار آثار کمک میکنند. در حقیقت وقتی وارد بازارهای بینالمللی میشوید و میخواهید بهعنوان کلکسیونر یا تاجر شناخته شوید، باید بهطور حرفهای وارد این فضای تخصصی شوید. یعنی باید اثری از یک کشور خریداری کنید و آنها هم اثری را از کشور شما خریداری کنند و به نوعی این امر تجارت و بده، بِستان است.
جایی برای نمایش هنر انقلابیمان نداریم
برنا: هنر انقلاب اسلامی ایران در کجا قرار دارد؟ وقتی یک هنرمند خارجی به ایران میآید و ما تنها دو ساعت فرصت داریم، کجا میتوانیم او را ببریم تا آثار هنر انقلاب اسلامی را به او نشان دهیم؟
زرویی نصرآباد: متاسفانه وقتی یک هنرمند خارجی مثلا از فرانسه میآید ما جایی برای نمایش هنر انقلاب نداریم؟ ما در زیرزمینهای حوزه هنری یا در مکانهایی که غیررسمی است هنر انقلابمان را به نمایش میگذاریم. چرا موزه هنر معاصر ما در دوران پهلوی شکل گرفت، اما در دوران جمهوری اسلامی هیچ موزهای برای نمایش آثار هنر انقلاب وجود ندارد؟ آیا انقلاب فرهنگی که ادعا میکنیم داشتیم باید به همین شکل باقی بماند؟ وقتی میگوییم انقلاب، فرهنگی بوده چطور میخواهیم آن را نشان دهیم؟ ما با نقاشیها و مجسمههایمان میتوانیم هنر انقلابمان را نشان بدهیم نه با یک ساعت سخنرانی.
فقط کافی است مجسمه طاهر شیخالحکمایی را برای تشییع جنازه امام خمینی(ره) در کنار عکس مجسمه لنین بگذاریم تا فرق هنر انقلاب ما را متوجه شوند.
تقاطعهای هنری دیپلماسی فرهنگی را به همراه دارند
برنا: چگونه میتوان هنر انقلاب اسلامی را با دیگر هنرهای انقلابی کشورهای مختلف مقایسه کرد؟
زرویی نصرآباد: اگر بخواهید هنر انقلاب اسلامی ایران را با هنر انقلاب دیگر کشورها مقایسه کنید، میتوانید آثار مختلفی را از موزههای کشورهای مختلف بگیرید. مثلا میتوانید هنر انقلاب فرانسه یا هنر انقلاب روسیه را در معرض دید قرار دهید. این تقاطعهای هنری میتوانند دیپلماسی فرهنگی را به همراه داشته باشند، هنرمند را مشهور و آثار هنری را وارد موزهها کنند. در این صورت، گنجینههای هنری به ارزشهای جهانی دست پیدا میکنند. هنرمندانی مانند مصطفی گودرزی، ایرج اسکندری، محمد خزایی، عبدالمجید حسینیراد و مرتضی اسدی که در اروپا تحصیل کردهاند و کارهایشان پر از ویژگیهای فرهنگی ایران است، چرا در حراجهای جهانی شناخته نمیشوند؟ چرا آثارشان در حراجهای میلیاردی به فروش نمیرسد؟ برای مثال کار مصطفی گودرزی که به هنر انقلاب ایران مرتبط است، اثری بزرگ است که میتواند در سطح جهانی شناخته شود اما به دلایلی این آثار هنوز در داخل کشور نادیده گرفته میشوند. چرا کارهای این هنرمندان دیده نمیشود؟ اثر حسین فهمیده که بهعنوان یک اثر انقلابی شناخته میشود چرا هنوز در حراجهای داخلی بهصورت ناچیز به فروش میرسد؟ در صورتیکه این آثار شایسته توجه بیشتری هستند.
مقایسه موسسه «نام» با «اوج» درست نیست
برنا: میخواهید موسسهای مانند «اوج» شوید؟
زرویی نصرآباد: اوج نهاد فعال و مؤثری است و کارهای خوبی هم انجام داده است. سوره مهر هم همینطور، حراج تهران، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و بخشهای خصوصی و بسیاری دیگری هم هستند و فعالیتهای متعددی دارند. ممکن است با همه آنها همکاری کنیم و همافزایی داشته باشیم. اما قرار نیست آنها شویم. میخواهیم «نام» شویم. ما با مؤسسات و نهادهای بودجهمحور تفاوت داریم. فعالیتهای هنری ما مبتنی بر پیوند هنر و اقتصاد است و قائل به درآمد خودمان هستیم. نمیگویم یک بنیه و حمایت ابتدایی نداشتهایم، داشته و تا حدودی داریم. اما بنا این است که «نام» خودکفا و درآمدزا باشد. انتفاع در «نام»، انتفاع هنرمند است، هنرمندی که کار میکند و تولید میکند و میفروشد. قرار است تسهیلگر چرخه هنر، هنرمند، عرضه، فروش و بازار هنر شویم و در کنار آن به عمومیسازی و ترویج فرهنگ هنرهای تجسمی متمرکز شویم.
برنا: موسسه شما براساس یک ایدئولوژی شکل گرفته است که جاری و ساری است. به همین خاطر میپرسم که مجموعه شما خط و خطوط خاصی دارد؟
زرویی نصرآباد: هر کسبوکار هنری و اقتصادی حتما قواعد و قوانین و استراتژی خودش را دارد. ما هم نسبت به موضوعات دینی، مذهبی، اخلاقی، انسانی، ایرانی، اسلامی و متعالی جد و جهد بیشتری داریم. اما این که با مراکز ایدئولوژیک صرف بدون پیوست هنری، فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگساز مقایسه شویم را نمیپسندم و البته نمیپذیرم. ما با راهبرد مناسب، مشورت متخصصان، ارتباط مؤثر با ذینفعان و علاقهمندان، نگاه فرهنگساز و البته با چالش و دشواری بسیار این موسسه را راه انداختیم. تا به حال هم آثار هنرمندانمان را در حراجها و آرتفرها حمایت کردیم و در تولیدات هنری هم کارهایی را به سامان رساندهایم. در راستای تسهیلگری هنری ارتباطاتی هم با بنگاههای اقتصادی برقرار کرده و بعضا به کارهای مشترکی هم رسیدهایم. به عنوان مثال وقتی حراج تهران فعال است نیازی به حراجگذاری و کار موازی نداریم و از ظرفیت و پتانسیل بهوجودآمده بهرهمند خواهیم شود. شاید زمانی هم به حراج تخصصی معطوف شویم. طبیعتا در این بهرهمندی و منافع مشترک باید به سود و همافزایی و برآیند هنری و اقتصادی و موارد مرتبط هم توجه کنیم. با بخش خصوصی نشر هم کار کردهایم. انتشار دیوان حافظ به خط میرزای کلهر از گنجینه مرکز هنرهای تجسمی حوزه هنری حاصل یک تفاهم چند جانبه است که سود مادی و معنوی و فرهنگی و هنری هر یک از طرفین مورد توجه بوده است. همکاری با مرکز هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در برگزاری دوسالانه ونیز، حضور در نمایشگاههای مهم خارج از کشور، تولید محصول به پشتوانه نهادهای فعال در بخش دولتی یا خصوصی، خرید و فروش آثار از طریق نگارخانههای فعال بخش خصوصی و بسیاری از موارد دیگری از این دست حاصل این نگاه و تفکر است. طبیعتا در این عرصه نگاه و رویکرد به هنرمند و مضامین آثار هم اهمیت دارد. بر همین اساس است که به جنبههای موضوعی آثار هنری در کنار عیار و شاخصههای هنری توجه داریم تا در راستای چارچوبها و قواعد مرتبط با استراتژی شکلگیری و روند توسعه مؤسسه فعالیت کنیم.
یکی از دلایل شکل گیری «نام» حراجیها هستند
برنا: در مورد برگزاری حراجیها صحبت کنیم. به راهاندازی حراجی هم فکر کردهاید؟
زرویی نصرآباد: یکی از اولین موضوعاتی که ما را بر این داشت که موسسه فرهنگی هنری «نام» را ثبت کنیم، حراجی بود. ما فکر میکردیم که حراج باعث رشد و مارکت است. مثل این میماند که شخصی بگوید من برای جنس خودم میخواهم بازار پیدا کنم و یک فروشگاه تأسیس کنم، آیا رشد میکند؟ آیا اتفاقی برای آن میافتد؟
برنا: آیا برای حضور در عرصههای بیناالمللی، استانداردهایی را برای خودتان تعریف کردهاید؟
زرویی نصرآباد: حتما برای ارائه و نمایش و عرضه و فروش آثار هنرمندانمان اصول و قواعدی را مورد توجه قرار میدهیم. برای حضور در گالریها و دیده شدن در بازارهای بینالمللی، آثار باید از نظر کیفیت و مارکتینگ به استانداردهایی برسند. آثار هنری باید در فضاهایی دیده شوند که در دسترس بازار قرار بگیرند؛ از شیوه انتخاب هنرمندان تا انتشار کاتالوگ و چیدمان و ارتباط تا بسترهای متنوع و تخصصی که در رویدادهای مورد نظر دارای اهمیت است. همه این موارد را بررسی و مطالعه و کارشناسی میکنیم.
برنا: میتوان گفت موسسه «نام» ماحصل شکلگیری اقتصاد هنر است؟
زرویی نصرآباد: یکی از اهداف این موسسه فعالیت در اقتصاد هنر و به تعبیر مناسبتر حضور مؤثر در صنایع خلاق فرهنگی است. برگزاری نمایشگاه، حضور در آرتفرها و حراجیهای معتبر ملی و بینالمللی، تولید محصولات هنری، بازارسازی و بازارپردازی برای محصولات هنر محور، معرفی گنجینههای هنرهای تجسمی که در اختیار مراکز معتبر هنری است، همافزایی با نهادهای مؤثر در اقتصاد و صنایع خلاق هنر، تمرکز بر ارتباط دیزاین و جنبههای کاربردهای آن، عمومیسازی فعالیتهای هنری و مردمی شدن آن و مواردی از این دست در برنامههای راهبردی مؤسسه تدوین و ساماندهی شده است. در این میان شعار و رویکرد مهمی هم داریم که راهبرد را بر آن مبنا پیش میبریم. «نام، هنر زندگی است» را از این منظر انتخاب کردیم که با زبان و بیان و آثار هنری به کیفیسازی سبک زندگی ایرانی و اسلامی بپردازیم.
انتهای پیام/