
تجربیاتی که یک کودک برای اولین بار پشت سر میگذارد؛ به عنوان راهنما زاویه دید را تغییر داده و مسیر زندگی را تشکیل میدهد. به عبارت دیگر زندگی نیز بر اساس اتفاقاتی که در دوران کودکی افتاده و در ذهن ثبت شده و همچنین دیدگاهی که در اثر این تجربیات شکل گرفته ادامه پیدا میکند. تصمیمات و نحوه ابراز احساسات و هیجانات نیز تحت تاثیر این تجربیات قرار دارند.
در چهارمین بخش از پرونده «تاثیرات تجربیات کودکی بر زندگی بزرگسالی» با مونا فلسفی روانشناس کودک و نوجوان به گفتوگو نشستیم که مشروح این مصاحبه را در زیر میخوانید:
کودکان در محیطهای پرتنش به دام تله «رهاشدگی» میافتند
مونا فلسفی روانشناس کودک و نوجوان در گفتوگو با خبرنگار باشگاه جوانی خبرگزاری برنا، کودکان را بومهایی دانست که تربیت، ژنتیک و تجربیات به عنوان طرحهایی بر این بوم حک میشوند و گفت: با توجه به این که دردها، رنج و ترسهایی که کودک تجربه میکند، روی آینده نیز تاثیرگذار خواهد بود؛ برخورد ناعادلانه، عدم همسویی والدین، مورد انتقادهای شدید و زیاد قرار گرفتن از جمله تجربیاتی است که کودکان را در دام ترسهای عمیق، عزت نفس پایین و طرحواره بدبینی قرار میدهد.
وی آزار و اذیت جنسی، طلاق والدین، مرگ یکی از والدین، مصرف الکل و بیماریهای خانوادگی را از جمله آسیبهای مهم دوران کودکی دانست و ادامه داد: همچنان که تربیتی درست، قابلیت بهبود اخلاق سرسختانه و تربیتی نادرست نیز میتواند رفتار آسان کودک را تغییر دهد؛ به عنوان مثال والدین ناامن نیز کودکانی دچار به اضطراب جدایی تربیت خواهند کرد.
این روانشناس کودک و نوجوان با اشاره به طلاق والدین افزود: علاوه بر طلاق، زندگیای که امتداد آن، کودک را در موقعیت پرتنش و خانواده بیعاطفه قرار دهد نیز از حیث خلاءهای عاطفی حائز اهمیت است. همچنان که کودکانی که یکی از والدین را از دست دادند یا شاهد مشاجرههای والدین خود بودند در آینده به دام طرحوارههایی از قبیل «رهاشدگی» خواهند افتاد. این طرحواره با تحت تاثیر قرار دادن عزت نفس کودک، ترس مداوم از دست دادن روابط را در دل کودک میکارد.
تجربههای کودکی بر نگرش فردی تاثیر میگذارد
فلسفی اغلب افراد را تحت تاثیر تجربههای دوران کودکی دانست و تشریح کرد: با توجه به این که احساساتی که در دوران کودکی شکل میگیرد نقش بسزایی در بزرگسالی دارد؛ از همین رو تجارب دوران کودکی روی شخصیت و نگرش فردی نیز تاثیرگذار است. از سوی دیگر هرکودک دارای توانایی منحصر به فردی است که در صورت تشویق نشدن از سوی والدین، عزت نفس این کودک در معرض تهدید قرار خواهد گرفت.
این روانشناس کودک با اشاره به تاثیر و اهمیت سرزنشها یا مقایسههای مداوم والدین بر عزت نفس کودکان اظهار کرد: به عنوان مثال گوشزد کردن «سلام کن، سلام کردی؟» به کودکی که به تازگی وارد جمع شده یا نسبت دادن برچسبهایی از قبیل خجالتی بودن به کودک از جمله مواردی است که عزت نفس کودک را تحت تاثیر قرار میدهد.
فلسفی حساسترین دوره شکلگیری شخصیت را دوران کودکی و متاثر از محیط و آموختهها دانست و تشریح کرد: در موقعیتی دیگر وقتی کودکی اولین قدم خود را برمیدارد یا به منظور کنجکاوی دست به پرتاب وسیلهای میزند و برای اولین بار با خشم و واکنش منفی والدین روبرو میشود؛ کودک متوجه میشود که پرتاب کردن وسیله میتواند واکنش والدین را برانگیزد و برای گرفتن دوباره این توجه منفی، دست به تکرار این حرکت میزند.
ناامن شدن دلبستگیهای امن کودکی با مرگ یا طلاق والدین
فلسفی با استناد به نظریه فروید مبنی بر شکل گیری شخصیت انسان در ۵ سال اول زندگی تشریح کرد: بعدها نظریههای دلبستگی محور به نقض نظریه فروید دست زدند. به عبارت دیگر اگرچه ۵ سال اول زندگی به منظور «دلبستگی امن» کودک، بسیار مهم است، اما از سوی دیگر، مرگ، طلاق و از دست دادن به طریقی میتواند در کودک، تله رهاشدگی ایجاد کند و به این ترتیب «دلبستگی امن» به ناامن تبدیل شود. با این حال محیط ناامن نیز در صورت تغییر سبک فرزندپروری یا کیفیت رابطه پس از ۵ سال اول زندگی کودک میتواند به محیطی امن تبدیل شود.
وی با اشاره به توانایی صحبت درباره احساسات در دوران کودکی اظهار کرد: با توجه به این که شخصیت در سنین بزرگسالی به طور عمیق شکل گرفته، از همین رو تغییر نیز در این دوران سختتر است؛ در حالی که تغییرپذیری در سنین پایین راحتتر انجام میشود. به عبارت دیگر کودکان و نوجوانان قابلیت تغییرپذیری خوبی نسبت به بزرگسالان دارند که با تربیت و درمان درست میتوانند نتیجهای از یک فرزندپروری سالم شناخته شوند.
وی با اشاره به نظریه آلفرد آدلر روانشناس اتریشی مبنی بر ترتیب تولد تصریح کرد: بر اساس این نظریه، ترتیب تولد در خلق و خوی کودک تاثیر گذار خواهد بود. به عبارت دیگر فرزندان اول از جمله افراد پرتوقع، کمالگرا یا پرتلاش شناخته میشوند؛ چرا که والدین از فرزند اول نیز به عنوان اولین تجربه فرزندآوری، انتظارات بیشتری دارند. از سوی دیگر این نظریه فرزندان آخر را افرادی عنوان میکند که توجه بیشتری به خواستههای این قشر میشود و از همین رو، دچار ناکامی کمتری میشوند. اگرچه این نظریات به طور قطعی صادق نیستند؛ اما مصادیقی که دارند نیز مشهود است.
تجربیات نوجوانی هم گریبان بزرگسالی را میگیرند
وی با تاکید بر عزت نفس کودکان تصریح کرد: والدین کمالگرایی که به طور دائمی از فرزند خود انتظارات گوناگون دارند یا والدینی که نسبت به تواناییهای فرزند خود بیتوجه هستند نیز روی عزت نفس کودکان تاثیر خواهند گذاشت.
فلسفی با اشاره به اهمیتی که اولین تجربهها دارند گفت: اگرچه ممکن است فرد دوره کودکی خوبی را پشت سر بگذارد؛ اما نوجوانی در راستای جابجایی هورمونها دوره طوفان و فشار نامیده میشود و از همین رو نیز حائز اهمیت است. این دوره که به «افسانه سیندرلا» نیز شهرت دارد؛ خشم بیشتری را درون فرد شعلهور میکند. به طور طبیعی در این دوره تمایل بیشتری به وقت گذرانی با دوستان به جای خانواده وجود دارد و با توجه به فاصلهای که بین خانواده و فرزند ایجاد میشود؛ کنترل نوجوان نیز در همین مرحله از دست خانواده خارج میشود و مثل دوران کودکی، امکان تنبیه یا محروم کردن فرزند وجود نخواهد داشت.
وی با اشاره به استقلال افراد در دوره نوجوانی ادامه داد: تمایل به استفاده از گوشی هوشمند جداگانه و وقت گذرانی بیشتر با دوستان از جمله مصادیق استقلال در نوجوانی به شمار میآید که باعث ایجاد فاصله نوجوان از خانواده میشود. در چنین شرایطی، اضطراب ناشی از تفاوت نسلها به دامان خانواده، راه پیدا میکند و منجر به دستپاچگی در نشان دادن واکنش مناسب میشود. همچنین با توجه به این که پیش از این رابطه خوبی به واسطه بازی و معاشرت با فرزند برقرار بود؛ در این مقطع زندگی، رابطه به خوبی پیش نخواهد رفت که تجربهای جدید برای نوجوان به شمار میآید.
نوجوان از خلاءهای خانواده به روابط ناسالم کشیده میشود
این روانشناس کودک و نوجوان با اشاره به عواقب خلاءهای دوره نوجوانی افزود: کشش و گرایش نوجوانان به دوستان ناباب یا رابطه نامناسب با جنس مخالف از جمله تجربههایی است که در بزرگسالی نیز میتواند تاثیرگذار باشد؛ از همین رو تجربهها نه تنها در دوران کودکی که در نوجوانی نیز مورد اهمیت واقع میشوند.
این روانشناس کودک و نوجوان با بیان این که ویژگیهای شخصیتی یا موروثی هستند یا در زمره ویژگیهای اکتسابی قرار دارند ادامه داد: تمرین برای بیان احساسات و افکار در کودکان میتواند به گذر بهتر از آسیبهای دوران کودکی در بزرگسالی کمک کند. حتی اگر افراد، دوران خوبی را در کودکی بگذرانند؛ آسیبهای دوره نوجوانی گریبان بزرگسالی را خواهد گرفت. با این حال روانشناسان مختلف نظرات گوناگونی درباره تاثیر تجربیات کودکی روی دوران بزرگسالی دارند.
انتهای پیام/