
به گزارش گروه سیاسی خبرگزاری برنا؛ خانه اندیشمندان علوم انسانی، نشستی با عنوان «۲۸ مرداد؛ واکاوی یک رویداد تاریخساز» با ابتکار موسسه خورشید و گروه تاریخ خانه اندیشمندان علوم انسانی عصر روز دوشنبه در سالن فردوسی این مجموعه برگزار کرد.
در آغاز این نشست «علیرضا افشاری»، روزنامهنگار و پژوهشگر تاریخی که اجرای این جلسه را برعهده داشت، سیر تحولات و رویدادهای تاریخی و سیاسی کشور را یادآور شد و با مقایسه این وقایع تاریخی کشورمان و تحولات سایر کشورها، واقعه ۲۸ مرداد را از آن دسته رویدادها دانست که برای ملت ما هنوز به تاریخ نپیوسته است.
آیا خود مصدق در سقوط دولت خود نقشی داشت؟
در ادامه این نشست «فریدون مجلسی» دیپلمات سابق کشورمان به ایراد سخنرانی پرداخت. وی ضمن انتقاد به کسانی که از برخی چهرهها و شخصیتهای سیاسی-تاریخی اسطوره سازی میکنند، گفت: وقتی صحبت از نقد میشود دوستان با کمال خوشرویی و نرمش میگویند هیچ ایرادی ندارد انتقاد کنید اما با کوچکترین نقدی که میشود سیل توهینها و دشنامها سرازیر میگردد. وی در ادامه با یادآوری واقعه ۲۸ مرداد، سوال کلیدی بحث خود را مطرح کرد و گفت: آیا خود مصدق در سقوط دولت خود نقشی داشت؟
مترجم کتاب فروپاشی، رویداد ملی شدن صنعت نفت را صرفا یک مسأله اقتصادی ندانست و از کشورهایی نام برد که با وجود نداشتن رهبری کاریزماتیک و محبوب چون مصدق اما خیلی پیش تر از ایران موفق شده بودند به استقلال نفتی برسند.
وی به نقش عوامل خارجی در جلوگیری از ملی شدن نفت اشاره کرد و دو قطبی شدن جهان در جریان جنگ سرد را مانعی اصلی در برخورداری ایران از سهمی بیش از پنجاه درصد معرفی نمود.
مجلسی در ادامه به فضای سیاسی کشور تا پیش از روی کار آمدن مصدق اشاره کرد و مخالفتهای گستردهای که با رضاشاه بر سر عملکرد او در برچیدن بساط خانها، باسواد نمودن دختران و از همه مهمتر کشف حجاب شده بود را به عنوان عامل اصلی فشار طی سالهای ۱۳۲۰ تا ۱۳۳۰ برای برچیدن نظام پادشاهی در ایران معرفی نمود.
وی در ادامه افزود: در ارتش نیروهای فاشیست که تا پیش از این طرفدار نازی بودند بعدا به حزب توده پیوستند. با برداشته شدن فشارها، ایران فورا اشغال شد که به همت فرد آگاهی چون فروغی از اشغال خارج گردید. بعد از جنگ قرار شد ایران از اشغال نیروهای متفقین خارج شود اما روسها ماندند. در چنین فضایی دکتر مصدق آمد و با توجه به نقشی که بریتانیا در تحولات تاریخی کشورمان داشت و زمینههایی چون جنگ هرات و حمایت انگلستان از آن گرفته تا انقلاب مشروطه، صف آرایی در برابر انگلستان شکل گرفت. نکته دوم امیدواری بود که در میان ایرانیان بوجود آمده بود که براساس آن سهمی معقول و منطقی از نفت نصیب ایران شود. در چنین شرایطی وحدت ملی شکل گرفت و در جریان ۳۰ تیر که اختلاف میان شاه و مصدق به اوج خود رسیده بود یک قیام بزرگ بوقوع پیوست و مصدق را به قدرت بازگرداند.
مجلسی در ادامه به عملکرد گروههایی چون طرفداران کاشانی و حزب توده در چنین فضایی پرداخت و افزود: گروه کاشانی و حزب توده که تا دیروز مخالف مصدق بودند تا دیدند شعارها رنگ و بوی ضدامپریالیستی به خود گرفته است با مصدق همراهی کردند که البته همین هم در سقوط او بسیار موثر بود.
این دیپلمات سابق با طرح انتقاداتی به مصدق، جاه طلبی و زیادهخواهی های مصدق را عامل مهمی در شکست او معرفی کرد.
وی در ادامه گفت: امروز با تعداد زیادی اسطورهسازی ها که به نفع مصدق هم نیست مواجه هستیم. مصدق به یکباره ارتش را از افسران رضاشاهی تهی کرد. این افسران هم تمایلات ضدکمونیستی داشتند و هم منافع شخصی خود را دنبال میکردند و دوست داشتند در قدرت بمانند. با رفتار مصدق این گروه از افسران به زاهدی متوسل شدند و از او دعوت کردند تا فرمانده آنها شود. این بزرگترین خطای مصدق در برخورد با ارتش بود. حزب توده که بعد از واقعه ۱۵ بهمن و سوءقصد به شاه فعالیتش غیرقانونی اعلام شده بود در این دوره به عنوان حزبی طرفدار آزادی معرفی گردید و بسیاری از محکومین طرفدار این حزب از زندان آزاد شدند. در مجموع چنین اقداماتی زمینه پیوستن افسران باسابقه به کودتاگران را مهیا نمود و در نهایت موجب سرنگونی مصدق شد. هرچند این کودتا موجب روی کار آمدن یک نظام نیمه قانونی بر علیه یک نظام نیمه قانونی دیگر بود.
انگلیس و روسیه مخالف مصدق و ملی کردن صنعت نفت بودند
سخنران بعدی این نشست دکتر داوود هرمیداس باوند استاد دانشگاه تهران و از اساتید شناخته شده علوم سیاسی کشورمان بود. وی با اشاره به نقش دیوان سالاری در حیات سیاسی و استمرار فرهنگی کشورمان طی قرون متمادی، خلأ بزرگ دوره قاجاریه را نبود این گروه سیاسی بانفوذ و موثر در روند تحولات سیاسی و رویدادهای تاریخی کشور دانست.
وی افزود: در تاریخ ما دیوانسالاران نقش موثری در استمرار فرهنگ ما داشتند. خاندان های برمکیان، نوبختیان و خواجه نظامالملک و نقشی که در فرهیختهسازی و آبادانی کشور داشتند گویای این مدعاست. از دوره قاجاریه این نقش دیوان سالاری که بایستی در برابر انگلیسیها و روسها ایفا می گردید وجود نداشت تنها بطور مقطعی و فردی قوام السلطنه در ماجرای آذربایجان خدمت کرد اما کارش به عنوان یک مکتب مورد قبول واقع نشد.
دکتر باوند با اشاره به مناسبات ایران و قدرتهای خارجی در آن دوره گفت: در سال ۱۹۰۶ انقلاب مشروطیت شکل گرفت در آن دوره تنها ۴ کشور مستقل در آسیا داشتیم. در آفریقا هم تنها دو کشور مصر و لیبریا استقلال داشتند. در سال ۱۹۰۸ ترکهای جوان در عثمانی جنبشی را در پیش گرفتند. یکسال بعد در ایران با مناطق نفوذ روسیه مواجه شدیم که در سال ۱۹۰۵ انقلاب درون کشور خود را سرکوب کرده بود. برای روسیه خیلی سخت بود که کشوری در همسایگی اش انقلاب کرده باشد. در چنین فضایی ایران به منطقه نفوذ روسیه تبدیل شد و از این تاریخ به بعد مشروطیت را عقیم کردند و اجازه ندادند که آن ارزشها رنگ و بوی واقعیت به خود بگیرد و دوره استبداد صغیر شروع شد.
وی افزود: انگلستان در آن زمان با توجه به شکستی که در جنگ با عثمانی در عراق داشت از روسیه درخواست نمود تا جبهه جدیدی را باز کند و به این ترتیب انگلستان و روسیه بر سر ایران معامله کردند. تیپ قزاق ایران در این زمان تحت فرماندهی باراتف روس بود و بسیاری از افسران ایرانی چون امیراحمدی از باراتف درجه افسری گرفتند. بخشی از این نیروها که سلطنت طلب بودند به احمدشاه وفادار ماندند. بعد از اشغال ایران در زمان جنگ جهانی دوم، متفقین سعی کردند تا با دادن آزادی به مطبوعات و برگزاری انتخابات فضای کشور را آرام کنند. با شروع به کار مجلس چهارم گامهایی در جهت تحقق بخشی به آرمان مشروطه برداشته شد اما بعدها شرایط به گونه دیگری تغییر کرد.
استاد دانشگاه تهران در ادامه سخنرانی خود به رقابت کشورهای بزرگ پس از جنگ جهانی دوم اشاره کرد و همین عامل را زمینهساز ملی کردن نفت در ایران دانست.
وی به نقش آمریکا در این ماجرا پرداخت و افزود: در سال ۱۹۴۵ کنفرانس انرژی در واشنگتن برگزار شد. آمریکا در این کنفرانس پیشنهاد داد که بسیاری از امتیازاتی که تا پیش از این به کشورهای بزرگ جهت بهرهبرداری از منابع طبیعی کشورهای کوچکتر داده شده بود ملغی گردد. بعد از جنگ جهانی اول بسیاری از این امتیازات میان کشورهای پیروز جنگ تقسیم شده بود و حتی آمریکا سهم ۲۵ درصدی داشت و حالا پس از پایان جنگ جهانی دوم آمریکا مثل گذشته خواهان امتیازات مشابهی بود اما انگلستان با آن مخالف بود. بعد از ملی کردن نفت در ایران شرکتهای آمریکایی که با شرکتهای انگلیسی مشارکت داشتند و تحت عنوان هفت خواهران شناخته میشدند از خرید نفت ایران سر باز زدند. در این زمان هنوز شوروی بخشی از خاک ایران را تحت اشغال خود داشت. مجلس مصوبهای را تصویب کرد و قراردادی تحت عنوان گس گلشائیان منعقد گردید که براساس آن به جای قیمت ۴ شیلینگ به ازای هر تن نفت برای ایران، پیشنهاد ۶ شیلینگ را مطرح کرده بود.
وی ادامه داد: وقتی این قرارداد در مجلس پانزدهم مطرح گردید عدهای از نمایندگان با نطقهای طولانی مدت اجازه ندادند که تصویب گردد. بنابراین با پایان عمر مجلس قرارداد گس گلشائیان رد شد و زمینه ملی شدن صنعت نفت ایران مهیا گردید. جواد امامی که تصور میکرد مصدق از پذیرش مسولیت در این شرایط خودداری خواهد کرد پیشنهاد داد که مسئولیت بررسی ملی شدن صنعت نفت ایران را بپذیرد که مصدق نیز آن را پذیرفت. استالین که فکر میکرد انگلستان یک امپریالیسم رو به افول است و آمریکا در حال قدرت گیری است با جایگزین شدن آمریکا به جای انگلیس در منطقه مخالف بود و از حفظ وضع موجود دفاع میکرد تا آمریکا قدرت نگیرد. در این وضعیت حزب توده که از روسیه فرمان میگرفت با مصدق و ملی کردن نفت مخالفت میکرد و حتی او را مصدق السلطنه معرفی میکردند. آنها در مدیریت دکتر مصدق کارشکنی میکردند. با مرگ استالین این شرایط نیز تغییر کرد و سلف او با آمریکا رابطه بهتری داشت. بنابراین جواب این پرسش که چرا مصدق مجلس را منحل نمود دقیقا به این دخالتهای خارجی و اعمال نفوذ در مجلس توسط این قدرتها برمیگشت. آنها سعی داشتند طرح ملی کردن نفت را از طریق نیروهای وابسته بایکوت نمایند.
مصدق باید فراخوان مردمی می داد
امیر طیرانی نویسنده و محقق کشورمان سخنران بعدی این پنل بود. وی با اشاره به نکاتی که برخی سخنرانان این نشست مطرح کردند پرداختن به هر کدام از این ادعاها را نیازمند زمان بیشتر برای تحلیل و بررسی دانست. وی ضمن انتقاد به صحبت مجری برنامه که به نقش آمریکا به عنوان حامی ایران اشاره شده بود، برخی شواهد تاریخی برای رد این نظریه و دشمنی آشکار امریکاییها با مصدق و ملی کردن نفت را یادآور شد.
وی افزود: جرج کلی و ریفرو کاردار آمریکا در تهران هر یک در معرفی یاران و نزدیکان مصدق چون کریم سنجابی، حسین فاطمی و ... آنها را یک مشت گانگستر یا روانی معرفی میکردند. هیچکدام از بزرگان تاریخی هم از اشتباه مصون نیستند و تنها معصومان هستند که این ویژگی را دارند. اتفاقاً یکی از اشتباهات بزرگ دکتر مصدق این بود که برای حضور مردم و حامیانش در برابر اراذل و اوباش کودتاگر فراخوانی نداد.
نویسنده کتاب "هفتاد سال پایداری" با اشاره به اقدامات انگلستان برای به حاشیه راندن این مطالبه تاریخی گفت: دولت انگلستان و شرکت نفت ایران و انگلیس از همان روزهای نخست و پیش از روی کار آمدن دکتر مصدق برای مواجهه با این مسأله آماده شده بودند؛ یکی مواجه شدن با این بحث و دیگری نحوه پرداخت خسارت از سوی ایران. انگلیسیها سعی کردند بحث ملی شدن صنعت نفت ایران را زیر سوال ببرند. چیزی که دولت انگلستان برای پرداخت خسارت میخواست سالانه ۴۲،۵ میلیون دلار بود. این درخواست انگلیسیها حتی امریکاییها را که از دوستان آنها بود شگفتزده کرده بود. بنابراین مشکل پافشاری و اصرار دکتر مصدق نبود که باعث پیچیده شدن این داستان شد. انگلیسی ها خواهان این مسأله بودند که کنترل صنایع نفت در اختیار خودشان باشد اما اگر ایرانی ها پافشاری نمایند به طور ظاهری ملی شدن نفت را بپذیرند. بنابراین مسأله اصلی کنترل بود که انگلستان به هیچ وجه حاضر به اعطای این امتیاز نبود. همزمان با انجام مذاکرات میان طرفین، انگلیسیها شروع به زمینهچینی برای انجام کودتا علیه دولت مصدق کردند. تا سال پیش از کودتا درآمد طرف انگلیسی از فروش نفت ایران سالانه۶۲میلیون لیره استرلینگ بود و سهم ایران تنها ۹ میلیون لیره استرلینگ!
مصدق نماینده یک جریان اجتماعی دیرپا در ایران است که هنوز برای نسل جوان زنده است
در ادامه این نشست دکتر شروین وکیلی جامعه شناس جوان کشورمان در باب شیوه داوری کردن درباره یک رخداد تاریخی به ایراد سخنرانی پرداخت.
وی از تاریخ به عنوان چیزی که ما در اکنون آن را حمل میکنیم یاد کرد و آنچه که ما را هیجانزده میکند را مربوط به اکنون دانست. وی با مقایسه رویدادهای تاریخی کشور ما با برخی کشورهای دیگر افزود: ما در تمدنی زندگی میکنیم که تاریخ آن تمام نشده است. تاریخ ما تجربه زیست ماست. وقتی از حمله اسکندر حرف میزنیم، یا از حمله مغول میگوییم انگار داریم در مورد چیزی که همین الان انعکاس دارد صحبت میکنیم. مناقشه بر سر چیزی که همین الان انعکاس دارد بسیار باارزش است. تمدنی که چیزی جز خاطره ندارد، تمدن پیری است. تمدن ما دارای تاریخ جوانی است. ما نیازمند روششناسی برای مواجهه با تاریخمان داریم. ما بایستی تعیین تکلیف عقلانی و نه هیجانی داشته باشیم، روشمند و عقلانی به موضوع بپردازیم.
وکیلی با معرفی سیستمهای پیچیده و ویژگیهای آن واقعه ۲۸ مرداد را نیز یک پدیده پیچیده تاریخی دانست که برای بررسی ابعاد و تحلیل زوایای پنهان آن نیازمند روششناسی مخصوص به چنین سیستمهایی هستیم. وی افزود: سیستمهای پیچیده، روششناسی مخصوص خود دارند. ۲۸ مرداد نیز از جمله رویدادهای پیچیده است بنابراین واکاوی آن نیازمند روششناسی خاص آن است. سیستمهای پیچیده را میتوان طبقهبندی نمود یا در مورد آنها به طور مستقل طرح پرسش نمود. بگو مگوی هیجانی چیزی عاید ما نمیکند. ما با سطوح متفاوتی از پدیدارها روبرو هستیم که خیلی از آنها قواعد متفاوتی دارند. همان طور که جناب مجلسی از زندگی شخصی مصدق گفتند این مبحث مهم است اما باید علمی و روشمند به آن نگاه کنیم. اگر بتوانیم دادههایی جمعآوری کنیم و طرح پرسش نماییم به گزافهگویی نخواهیم رسید. به عنوان مثال باید این گونه طرح پرسش نمود مثلا خیابانهای تهران در ۲۸ مرداد ۳۲ چگونه بود؟ عرض خیابانها چقدر بود؟ پشتبام ها چطور به هم مرتبط میشدند؟ و ...اینها پرسشهایی است که میتواند ما را با ابعاد مختلف این ماجرا آشنا نماید و در مورد برخی گزاره های این ماجرا نتیجهگیری کنیم.
این استاد جامعه شناسی تغییر رویکرد تقاضای انرژی کشورها از ذغال سنگ به نفت را یکی از این جنبههای مهم سیستمهای پیچیده معرفی کرد و با اشاره به کودتای ۲۸ مرداد، حساسیت انگلستان و شخص چرچیل نسبت به ملی شدن صنعت نفت را کاهش سهم انرژی انگلستان از نفت ایران دانست. در فاصله بین جنگ جهانی اول و دوم چرخش انرژی از ذغال سنگ به نفت اتفاق افتاد. چرچیل که در آن زمان وزیر دریاداری بود به این مسأله بسیار حساس بود. با تغییر انرژی و نقش با اهمیت نفت در این معادلات انرژی دنیا، مدار جدیدی از قدرت شکل گرفت که انرژی و بخصوص نفت پایه و اساس آن بود. اگر به مفاد نامههایی که قبل و بعد از ۲۸ مرداد نگاه کنیم کنترل بر چاههای نفت و نه پول نفت اصل داستان بود.
دکتر وکیلی در بخش پایانی سخنرانی خود نگاه سیستمی به تاریخ را بسیار مهم دانست و گفت: ما وظیفه داریم در مورد یک سیستم لایه لایه طرح پرسش کنیم چون تاریخی که ما داریم باید این وضعیت در مورد آن اتفاق بیفتد. باید تاریخ را سیستمی بخوانیم و در مورد افراد عقلانی قضاوت کنیم. مصدق نماینده یک جریان اجتماعی دیرپا در ایران است همان گونه که هخامنشیان برای ما جذابیت دارد چون منشأ قدرت است و شادی مردم را تحریک میکند. ما انگارهای براساس قدرت، لذت، بقاء و معنا میسازیم و تاریخی خلق میکنیم که میتوانیم براساس آن طرح پرسش نماییم
در سال 1329 نفت را ملی کردیم اما نتوانستیم مدیریت کنیم
آخرین سخنران این نشست دکتر «صادق زیباکلام» استاد دانشگاه و چهره شناخته شده سیاسی کشور بود. وی در آغاز سخنرانی خود با ذکر نام دو تن از چهرههای سیاسی کشورمان در جریان ۲۸ مرداد، دکتر محمد مصدق و حسین فاطمی آنها را شیران خدا نامید.
دکتر زیباکلام محور سخنرانی خود را مفروضه هایی معرفی کرد که درباره این رویداد تاریخی شکل گرفتهاند.
وی افزود: در مورد ۲۸ مرداد ما با یک سری مفروضات روبرو هستیم البته آن طور که دکتر وکیلی معتقد هستند در تاریخ هیچ پویایی وجود ندارد. این مفروضه ها طی ۶۶ سال نسل اندر نسل تکرار شده است. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به این مفروضه ها اضافه گردیده است. اولین مفروضه در مورد این رویداد تاریخی این است که حق با ما بوده است. در این ماجرا، انگلستان نفت ما را غارت کرد و ما حق داشتیم نفت خود را ملی کنیم. مفروضه دوم، از زمانی که قرارداد دارسی که امتیاز بهرهبرداری نفت جنوب به ویلیام دارکس نارسی انگلیسی در ۱۹۰۱ واگذار شد تا زمانی که نفت در سال ۱۹۵۰ ملی اعلام شد همه کسانی که در ایران حکومت کردند خائن بودند، یعنی سه پادشاه قاجار و دو پادشاه پهلوی خیانت کردند.
زیبا کلام ادامه داد: آنچه بعد از انقلاب به این مفروضه ها اضافه شد دو مورد بود: اول اینکه، بزرگترین اشتباه مصدق اعتماد او به آمریکایی ها بود و دعوا با کیهان هم سر همین مفروضه ها بود که در سرمقاله ای که نوشتم گفتم که مصدق چه کرده بود که آمریکایی ها به او گفتند انجام دهد و چه نکرده بود که آمریکایی ها به او گفتند. مفروضه بعدی که البته پیش از انقلاب هم وجود داشت اما رسمیتر شد، خیانت رضاشاه بود. روایت حکومتی بعد از انقلاب این بود که چون رضاشاه توسط انگلیسیها به حکومت رسیده بود به همین دلیل هم خائن بود. یکی از کارهای رضاشاه ملغی کردن قرارداد دارسی و تنظیم قرارداد جدید در سال ۱۹۳۳ بود. روایت حکومتی بعد از انقلاب این است که رضاشاه قراردادی را که در حال اتمام بود را تمدید کرد و ۳۰ سال دیگر به زمان این قرارداد اضافه گردید.
دکتر زیباکلام ضمن رد این مفروضات به ذکر دلایل باطل بودن تک تک آنها پرداخت. وی با اشاره به این فرض که نفت مال ملت ایران بود به شرایط سرمایهگذاری و حفاری نفت در آن دوره اشاره کرد و افزود: دارسی کارآفرین بود که در استرالیا معدن طلا داشت و بعداً وارد کار کشتیرانی شد. در سال ۱۹۰۱ دارسی قراردادی با مظفرالدین شاه منعقد کرد که براساس آن ۱۶ درصد درآمد نفت سهم ایران بود. نرم مشارکت و سرمایهگذاری در آن دوره این بود که Aدرصد سهم میزبان بود و B درصد سهم میهمان بود. از سال اول تا هفتم هیچ نفتی پیدا نشد و در این فاصله بارها سعی داشت از کار حفاری نفت دست بردارد و حتی بسیاری از دارایی های خود را از دست داد و مقروض شد. دولت انگلستان با تصویب مجلس خود یک سوم سهام شرکت دارسی را خریداری کرد. ما ایرانی ها یک سنت هم سرمایهگذاری نکردیم. در سال ۱۹۰۷ در آقاجاری نخستین چاه نفت کشف شد. کم کم انگلیسی ها به ایران آمدند، آبادان را از شیخ خزعل خریداری کردند و حالا ما می گوییم که این نفت مال ما بود.
این استاد علوم سیاسی عنوان کرد: متاسفانه ما نمی توانیم نفت را مدیریت کنیم. ما در سال 1329 نفت را ملی کردیم اما نتوانستیم مدیریت کنیم.
دکتر زیباکلام در بخش دیگری از صحبتهای خود با اشاره به این مفروضات که رضاشاه را خائن معرفی میکند قرارداد ۱۹۳۳ را که در زمان او بسته شده بود را یک قرارداد خوب معرفی کرد که به مراتب از ۱۹۰۱ بهتر بود. اما با تغییراتی که در ۱۹۳۳ صورت گرفت سهم ایران از درآمد نفت به جای درصدی به یک میزان مشخص و ثابت تغییر یافت که هیچ ارتباطی به سود و زیان شرکت نداشت. علاوه بر این رضاشاه شرکت را موظف کرد که سالانه درصدی مشخص از ایرانیها را آموزش دهد و تخصص نفت را فراگیرند. دانشگاه نفت آبادان یک سال پیش از دانشگاه تهران تأسیس گردید.
وی دشمنی آمریکا با ملی شدن صنعت نفت ایران را یک مفروضه نادرست دانست و افزود: روایت امروز این است که امریکاییها شمشیر از رو بسته بودند اما این طور نبود. آمریکا در آغاز تلاش کرد که مصالحهای میان ایران و انگلستان صورت گیرد که نرم آن روی ۵۰-۵۰ بود. دکتر مصدق معتقد بود که انگلیسیها بایستی در خدمت ایران فعالیت کنند و در استخدام دولت ایران باشند. فرمول دیگری که امریکا پیشنهاد کرد به عنوان اخرین فرمول این بود که هر دو طرف بحث مالکیت را کنار بگذارند زیرا ایران حساسیت داشت که انگلستان بپذیرد که نفت مال ایران است اما انگلیسیها میگفتند ما با شما قرارداد داریم.
وی اظهار کرد: در این فرمول با توجه به اینکه دو سال بود که پالایشگاه آبادان تعطیل شده بود در ابتدا آن را راهاندازی کنند. یک مقدار از سود به ایران داده میشد و یک مقدار نیز به کسانی که آنجا مشغول بکار بودند پرداخت میگردید. بانک جهانی به عنوان میانجی ایران و انگلستان و تحت حق العمل کاری یک مقدار از فروش نفت دریافت میکرد. اما مصدق میگفت ما حاضریم که ابتدا خسارت بدهیم اما واقعا هیچکسی از طرفداران دکتر مصدق نپرسید که چرا مصدق این فرمول را نپذیرفت؟ خیلیها معتقدند که مصدق با این طرح موافق بود اما به دلیل ملاحظات سیاسی مانند مخالفتهای تودهای ها و کاشانی ها که با پذیرش این فرمول او را خائن خطاب میکردند، از پذیرش آن خودداری کرد. از این زمان به بعد امریکاییها با مصدق چپ افتادند و همین مسأله هم باعث سقوط دولت وی شد. خود امریکا و انگلستان پذیرفتند که کودتای ۲۸ مرداد توسط آنها صورت گرفت اما بدون اینکه حتی یک سرباز در خاک ایران پیاده کنند این کار انجام شد. کودتا را ملت شریف ایران انجام دادند. طیب ایرانی بود، پری بلنده ایرانی بود، من با جناب طیرانی مخالفم که اگر مصدق فراخوان داده بود مردم به کمک او می آمدند. اما این گونه نبود، صبح روز کودتا ده ها هزار نفر وارد خیابان شده بودند که مصدق برایشان دیگر حلاوت و شیرینی قبل را نداشت. آنها از وضع موجود خسته شده بودند و مصدق را مسئول آن میدانستند. باید به کل جریان ۲۸ مرداد و رویدادهای تاریخی نگاه جدیدی بیاندازیم.